تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
اجزا محتاج به هر واحد از اجزاء ديگر باشند از آن حيثيّت كه محتاج اليه‌اند ، يعنى از آن حيثيّت كه آن محتاج به اين بود از همان حيثيّت اين نيز محتاج به آن باشد و الّا دور لازم مىآيد . و به اين اشاره كرده كه فرموده : « و لا يمكن / * الف / 38 / شمولها باعتبار [ ب - 49 ] واحد » . پس بايد بعضى محتاج به باقى باشند بدون عكس مثل هيئت اجتماعيّه كه متحقّق است « 1 » از براى عشره و ادويه معجون ، كه هيئت اجتماعيّه عشر محتاج است به عشره و حصول معجون به ادويه بدون عكس ليكن ممكن است كه هر يك محتاج به هم باشند از دو حيثيّت ، مثل مادّه و صورت از براى جسم كه مادّه محتاج است در وجود به صورت ، و صورت محتاج است در تشخّص به مادّه به سبب آن كه مادّه قابل تشخّص به صورت است . قال : و هي قد تتميّز فى الخارج و قد تتميّز فى الذّهن « 2 » . اجزاء ماهيّت لا بدّ است كه ممتاز باشند ، و اين تمايز گاهى خارجى مىباشد ، مثل امتياز نفس و بدن از براى انسان ، و گاهى ذهنى مىباشد ، مثل امتياز جنس سواد از فصلش كه اگر اين امتياز ذهنى نباشد و خارجى باشد پس خالى نيست يا آن است كه هر واحد از اين هر دو محسوسند يا نه . اوّل باطل است از جهت آن كه اگر فصل سواد كه قابض بصر است مثل سواد است ، در حقيقت محال است كه مقوّم باشد از جهت عدم
هامش
( 1 ) . م ، الف : - كه متحقّق است ( 2 ) . كشف المراد / 91