تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
اينها ، و جمع نمىشود دوتاى از اينها در واحدى . و اين قسمت حقيقيّه است . بدان ! اين را كه قسمت حقيقيّه گاهى از براى كلّى به فصول يا لوازم خاصّه‌اش كه مميّزند در اقسام آن كلّى مىباشد ، و گاهى به عوارض مفارقه مىباشد آنچه به فصول مميّزه است ، مثل : « الحيوان » كه « امّا ناطق و امّا صامت » است ، كه قسمت حقيقيّه است ، و انقلاب هر يك كه ناطق صامت شود و بر عكس « 1 » ممكن نيست . و آنچه قسمت به عوارض مفارقه مىباشد انقلابش ممكن است ، مثل : « الحيوان امّا متحرّك أو ساكن » كه حيوان متحرّك و ساكن مىشود و قسمت به وجوب و امكان و امتناع ذاتى انقلابش ممكن نيست . قال : و قد يؤخذ الاوّلان باعتبار الغير ، فالقسمة مانعة الجمع بينهما ، يمكن انقلابهما ، و مانعة الخلوّ بين [ الف - 22 ] الثلاثة فى الممكنات . « 2 » يعنى وجوب و امتناع گاهى اخذ كرده مىشود به اعتبار غير نه فى نفسه ؛ و در اين صورت قسمت مانعة الجمع است ميان اين هر دو ، به جهت آن كه اجتماع وجود و عدم لازم مىآيد در ذات واحده ، و چون به اعتبار غير ملاحظه شده مثل علّت ، پس خلوّ از هر دو ممكن است ، / * الف / 17 / يعنى ممكن است چيزى خالى باشد از وجوب به غير و امتناع به غير ، كه نه واجب به غير باشد ، و نه ممتنع به غيرى كه علّت باشد ؛ مثل واجب بالذّات و ممتنع بالذّات كه نه واجب بالغير و نه
هامش
( 1 ) . م ، الف : - كه ناطق . . . عكس ( 2 ) . كشف المراد / 47