تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
قال : و عدم المعلول ليس علّة لعدم العلّة فى الخارج و ان جاز فى الذّهن على انّه برهان انّى ، و بالعكس لمّى . « 1 » يعنى عدم معلول علّت از براى عدم علّت نيست در نفس الامر ، كه عدم آن سبب عدم اين شده باشد ، بلكه در ذهن برهان مىشود عدم وجود لازم از جهت عدم وجود ملزوم كه « دليل انّى » باشد ، كه دلالت / * الف / 16 / بر عدم وجود علّت كند . امّا عكس كه عدم علّت دلالت بر عدم معلول او است ، سبب و لمّ در خارج از براى عدم معلول مىشود آن را « دليل لمّى » مىگويند .

مسألهء بيستم در اين است كه عدم اخصّ اعمّ است از عدم اعمّ

قال : و الاشياء المترتّبة فى العموم و الخصوص وجودا تتعاكس عدما . « 2 » يعنى اشيايى كه ترتيب داده شده باشند در عموم و خصوص به حسب وجود در حين عدم ، عكس آن مىشوند ، مثل حيوان كه اعمّ است و انسان اخصّ ، چون لا انسان و لا حيوان گفته شود لا انسان اعمّ مىشود ، به جهت آن كه بر حيوان صادق است و بر شجر و حجر نيز صادق است ، به خلاف لا حيوان كه اين نحو صادق نيست .
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 44 ( 2 ) . كشف المراد / 44