در ذهن تحقق پذيرفته است نيست و هر چيزى كه در يكى از مشاعر و مدارك نفس وجود پيدا كرده باشد در خود نفس موجود شده ، چون نفس با مشاعر و قواى دراكهء خود هيچ تفاوتى ندارد . ما اين سخن را كه اصولا نفس عين همين قواى ادراكيهء خود مىباشد و هيچگونه تفاوتى ميان آنها نيست ، در كتاب « اسفار الهى » مورد رسيدگى و تحقيق قرار داديم .
و در هرحال حصول هر شىء در هر يك از مشاعر و مدارك ذهن عبارت است از وجود ذهنى آن شىء ، و بهطورى كه گفتيم چه اين حصول مقرون به حكم باشد و چه مقرون به حكم نباشد بالاخره تصور شناخته مىشود .
اما اگر احيانا همين تصور و حصول يك خصوصيت و اختصاصى هم به خود پذيرفت ، و در عين آنكه تصور است يك تصورى كه حكم نيز مىباشد گرديد ، و حكم هم چيزى است كه اگر براى ادراك دست دهد خاصيت احتمال صدق و كذب را به خود خواهد پذيرفت ، آنگاه اينگونه تصور را تصديق مىناميم « 3 » . بنابراين تصور اصل حصول صورت شىء در ذهن است ،
هامش
- « علم چيزى جز هستى نيست ، آن هم نه هر هستى بلكه هستى بالفعل ، آن هم نه هر هستى بالفعل بلكه هستى بالفعل كه پالوده از هر آميختگى به عدم باشد . » ( اسفار جزء 3 ، صفحهء 297 ) .
خلاصهء سخن فيلسوف در اين مقام دستيابى به يك قياس مساواتى است كه بدين گونه تنظيم مىشود : « حصول » مساوى با « وجود » است ، و وجود مساوى با « حضور » است ، پس حصول مساوى با حضور است . پس علم در همه جا چه حضورى و چه حصولى جز حضور مطلق نيست . به همين دليل علم به هيچصورتى ممكن نيست در ماده كه فاقد اينگونه حضور و وجود خالص است ، تحقق يابد چنان كه ممكن نيست از گونهء جسم و جسمانيات و پديدههاى طبيعى باشد . زيرا هيچكدام اينها از اين حضور و وجود محض برخوردار نيستند . و بدين ترتيب هيچ نيازى نيست كه ما راه دشوار و پرمشقت را پيموده و همچون يكى از محشين معاصر ادعا كنيم كه « يكى از شرايط ادراك براى عامل درك اين است كه شىء درك شده تماما و بدون تجزيه و تقسيم در ذهنش نائل گردد . » زيرا به خوبى آشكار است كه دست يا بى به اين « قياس مساوات » در زيربناى روش برهانى فيلسوف راه را براى اثبات مطلوب هموارتر و استوارتر مىسازد .
( 3 ) اين مسأله كه احتمال صدق و كذب از عوارض ذاتيه و مختصات تصديق است يا از مشخصات قضيه است مسألهاى است كه اين نگارنده در مقالهاى به تفصيل مورد تحقيق و بررسى قرار داده . قدر مسلم اين است كه حكم همانگونه كه « فيلسوف » صراحة بيان داشته ، فعلى از افعال نفس مىباشد و به همينجهت كه حكم فعلى از افعال نفس است ممكن نيست -