تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آگاهى و گواهى ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق ( فارسى ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧

فصل دوم هستى تصور و تصديق

گفته شد از برخورد ذهن با اشياء و حقائق عينى اثرى در ذهن پديد مىآيد « 1 » كه آن را صورت حاصله ( علم حصولى ) مىناميم و اين صورت كه نمودى از ماهيات و حقائق اشياء است چه در « نزد » ذهن باشد ، و چه ذهن به‌گونهء « ظرفيت » با اين صورت حاصله ارتباط پيدا كرده باشد ، و چه آنكه تغيير عبارت داده و بگوئيم كه صورت حاصله يك سنخ وجودى است كه در نهاد يا در نزد وجود ديگرى همچون ذهن حصول يافته است ، بالاخره تمام اين تعبيرات الفاظى مختلفى است كه به يك معنى بازگشت مىكند و آن هستى اين صورت علميه است . زيرا « حصول » عينا همان معنى وجود را مىفهماند « 2 » و « وجود ذهنى » هم غير از همين صورتى كه
هامش
( 1 ) علم حصولى بدين‌گونه تفسير شده كه عامل فعل و تأثير در اين رويداد ذهنى اشياء و حقائق عينى است كه مستقل و بيرون از ذهن است ، و عنصر انفعال و پذيرندهء اين رويداد لوح نفس و يا مراتب قواى گوناگون درك مىباشد . و روى همين اصل گاهى به دنبال علم حصولى كلمهء « انفعالى » را نيز ضميمه مىكنند تا خوب معلوم گردد كه قواى دراكهء ذهن در اين‌گونه علم هيچ نقش فعل و ابتكار را ندارد و اين اشياء خارجى هستند كه روى قواى ذهنيه اثر مىگذارند . اما اين سخن از سوى برخى از فلاسفهء اسلامى از جمله « فيلسوف » مؤلف پذيرفته نيست ؛ زيرا اين گروه از فلاسفه صوتهاى « ادراكيه » را به « حضور » و « مثول » در نزد عاقل مىدانند نه به‌وسيلهء « ارتسام » و « انتقاش » در لوح نفس . اما به نظر اين نگارنده « انفعال » همچون « اضافه » از لوازم و پىآمدها و يا از علل اعدادى درك حصولى محسوب است و همانگونه كه علم از حقائق « ذات اضافه » است اما خود اضافه نيست به همان نحو از حقائق آميخته به انفعال نيز مىباشد اما خود عينا انفعال نيست . ( 2 ) فيلسوف براساس همين نظريه كه حصول به معناى وجود است بطور كلى علم را ، چه حضورى و چه حصولى « بوجود صرف » و حضور محض تعريف كرده و در كتاب اسفار مىگويد : -