اين را هم بايد اضافه كرد آن وحدتى را كه براى مقسم در نظر مىگيريم كلا به نحوهء هستى و واقعيت اقسام بستگى دارد . گاهى اين وحدت ، وحدت طبيعى است و گاهى صناعى است و در جاى ديگر يك واحد اعتبارى بيش نيست . وحدت طبيعى از قبيل وحدت انسان و فرس و نظائر آنها . و وحدت صناعى مانند واحد ساختمانى و واحد تختخواب و امثال آنها و وحدت اعتبارى همچون واحدهاى « سپاه » و ساير واحد هاى قراردادى « 7 » .
در واحدهاى طبيعى اين قانون عقلى بايد رعايت گردد كه هر واحد نوعى طبيعى حتما يك جزء تحليلى آن معنى مشترك جنسى است و جزء ديگرش معنى اختصاصى فصلى است و اين قاعده در همهء انواع عموميت دارد چه آن واحد نوعى بسيط باشد و چه مركب باشد . تنها اگر واحد نوعى از مركبات خارجيه باشد مانند انسان و فرس آنگاه معنى مشترك
هامش
- يك « واحد نوعى » است اما اقسام واحدهاى شخصى مىباشد و همچنين اگر جنس قريب را به انواع خود تقسيم كنيم واحد مقسمى يك « واحد جنسى » است در حينى كه اقسام آن واحد هاى نوعى مىباشند . و اصولا يك تفاوت آشكارى ميان « واحد جنسى » و « واحد نوعى » از يك سوى و « واحد بالجنس » و « واحد بالنوع » از سوى ديگر وجود دارد كه اين تفاوت در اين مقام از نظر انديشمندانهء « فيلسوف » بدور مانده و آن را اصلا به حساب نياورده است .
تفاوت اين است كه زيد ، عمرو ، بكر و اين فرد و آن فرد هرچند كه اشخاص مختلفى مىباشند اما همهء اين افراد « واحد بالنوع » محسوب مىشوند ولى هرگز « واحد نوعى » نمىباشند . همچنان كه انسان و فرس « كثير نوعى » مىباشند ولى در عين حال « واحد بالجنس » بشمار مىروند و نمىتوانند واحد جنسى باشند .
( 7 ) در واحدهاى اعتبارى كه كثرت حقيقى است و وحدت اعتبارى ملاك وحدت و اشتراك در غرض و هدفى است كه از آحاد بدست مىآيد . بنابراين در واحدهاى اعتبارى تنها اين شرط لازم وحدت علت غائى است كه كثرات آحاد را بهصورت يك واحد مجموعى كه بدان « كلمجموعى » گفته مىشود در ذهن نمودار مىسازد . اما اين كل مجموعى يك واحد تجربى نيست كه بتوان آن را با درك تجربى مشاهده نمود و به همين ملاحظه آن را اعتبارى گويند . در واحدهاى مصنوعى مانند يك « خانه » يا يك « بيمارستان » علاوه بر اينكه همچون واحدهاى اعتبارى يك اشتراك در هدف و علت غائى وجود دارد كل مجموعى نيز قابل درك تجربى مىباشد . و خلاصه اينكه در واحدهاى مصنوعى هم علت غائى حقيقى است و هم علت صورى حقيقى است در حالىكه در واحدهاى اعتبارى تنها علت غائى حقيقى مىباشد . اما در واحدهاى طبيعى تمام علتهاى چهارگانهء ارسطوئى تحقق و واقعيت دارند .