تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آگاهى و گواهى ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق ( فارسى ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
آن قسم بدست خواهد آمد و خود آن قسم محدود نوع تعريف‌يافتهء آن مقسم مىباشد « 3 » . « ب » هر يك از آن قيود عرضيه ( غيربنيادى ) يعنى اعراض خاصه و اعراض عامه را كه با مقسم تركيب كنيم حاصل تركيب يك « رسم » منطقى يعنى تعريف عرضى براى آن قسم خواهد بود و باز خود قسم « نوع » تعريف و ترسيم‌يافتهء آن مقسم بشمار خواهد رفت . اما همين رسم را گاهى اصطلاحا حد به معنى شرح الاسم نيز مىنامند « 4 » .
هامش
( 3 ) اينكه از حاصل تركيب فصل با جنس يك تعريف و تحديد منطقى بدست مىآيد ، بدان جهت است كه فصول اجزاء قوام‌دهنده و سازندهء ماهيت نوع مىباشند . هرچند كه اين فصول در سازندگى ماهيت اجناس خود اين‌گونه دخالت قوامى را ندارند بلكه تنها در تحصل و تقسيم اجناس خود نقش مؤثر را ايفا مىكنند . و خلاصه اينكه فصل مقوم انواعند و مقسم و محصل اجناس . و چون اين اجناس و فصول در درجات بالا و برتر و برترين و پائين و پائين‌تر و پائين‌ترين قرار دارند اين قاعده ترسيم شده كه : المقوم للعالى مقوم للسافل و المقسم و بالعكس يعنى هر جزء كه مقوم و عنصر سازندهء مفهوم عالى است همان شىء عينا مقوم و سازندهء مفاهيمى كه در طبقه‌هاى پائين‌تر قرار دارند مىباشد ، اما هر چيزى كه مقوم سافل است مقوم عالى نيست . و برعكس ، هر چيزى كه مقسم و محصل سافل است مقسم و محصل عالى نيز مىباشد . اما هر چيزى كه مقسم و محصل عالى است مقسم و محصل سافل نمىباشد . توضيح اينكه اگر مثلا جسم را تعريف كرديم به جوهرى كه داراى ابعادى است كه « بر زواياى قوائم » قابل تقاطع مىباشد تمام اين قيودى كه در حقيقت جسم نقش سازنده دارند در حيوان و در انسان نيز از جملهء مقومات و عناصر سازنده مىباشند اما اين‌چنين نيست كه هر چيزىكه در انسان مقوم است در حيوان و در جسم نامى يا در جسم مطلق و جوهر مطلق مقوم و سازندهء ماهيت باشد . ولى امر در تقسيم و تحصل برعكس است . بدين‌قرار هر عنصرى كه تعيين و تقسيم‌كنندهء پائين‌ترين اجناس است عينا همان عنصر تحصيل و تقسيم‌كنندهء بالاترين اجناس و انواع نيز خواهد بود ، اما اين‌چنين نيست كه هر چيزىكه تقسيم و تحصيل كنندهء بالا و بالاترين اجناس است همان‌چيز عينا تقسيم و تحصيل‌كنندهء پائين و پائين‌ترين اجناس باشد . ( 4 ) تفاوت ميان « شرح الاسم » و « حد و رسم » اين است كه اگر پيش از علم به وجود ماهيتى از ماهيات را تعريف نموديم اين‌گونه تعريف كه تا اين‌هنگام معلوم نيست از حقيقت عينى برخوردار باشد شرح الاسم خواهد بود و تنها در اين شرائط تعاريف مزبور را شرح الاسم مىگوئيم و به علت مجهول بودن حقيقت نمىتوانيم آن را حد و رسم بناميم . و اگر -
آگاهى و گواهى ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق ( فارسى ) — صفحة 16 | مهدى حائرى يزدى