تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آگاهى و گواهى ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق ( فارسى ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
جنسى از جزء مادى ( مادهء خارجيه ) آن نوع مركب انتزاع و استخراج مىشود و مفهوم فصلى آن از جزء صورى آن ( صورت خارجيه ) بدست مىآيد و بدين‌صورت مأخذ هر يك از جنس و فصل تحليلى در اين مركبات خارجيه ماده و صورت خارجى و عينى آنها خواهد بود « 8 » .

تقسيم علم

اكنون كه معيار تقسيم منطقى بطور كلى و شرائط عمومى آن به تفصيل معلوم گرديد به تقسيم علم به دوگونهء معروف خود كه تصور و تصديق است مىپردازيم ، و برطبق گفته‌هاى پيشين اين تقسيم داخل در انقسامات طبيعى است . بدين‌معنا كه يك واحد جنسى « درك » بطور طبيعى به دو واحد نوعى « درك تصورى و درك تصديقى » متقابل بخش مىگردد و بالنتيجه هر يك از اين دو قسم يك واحد نوعى براى مقسم خود بشمار مىرود و هيچ‌كدام از اين دو نوع از واحدهاى قراردادى و اعتبارى يا مصنوعى نيست . و بالاتر از همه آنكه اين اقسام و انواع از انواع مركبات خارجيه محسوب نمىباشند بلكه از كيفيات بسيطه‌اى هستند كه موجوديت و واقعيت نفس الامرى آنها ذهنى است يعنى از گروه
هامش
( 8 ) جنس و فصل در بسائط خارجى « اعتبارى نفس الامرى » است بدين معنى كه چون بسائط مانند رنگها و ساير عوارض جسمانى يا نفسانى ماده و صورت خارجى و عينى ندارند لذا از همان هستىهاى عينى آنها هم مفاهيم مشترك را بدست مىآوريم و هم مفاهيم اختصاصى را . مشتركات را به جاى اجناس آنها به كار مىبريم و مختصات را به جاى فصول . و چون اين مشتركات و مختصات هر دو از يك حقيقت عينى بسيط بدست مىآيد از اين جهت در بسائط « ما به الاشتراك » عين « ما به الامتياز » است و هرجا كه ما به الاشتراك عينا همان ما به الامتياز ، باشد نشانهء قاطعى براى يك واحد تشكيكى است . « رنگ سفيدى » مثلا در اصل رنگ با تمام مشتركات خود كه تمام رنگهاى گوناگون است مشاركت دارد و ما در تعريف آن « رنگ » را به‌عنوان جنس سفيدى به كار مىبريم و همين رنگ سفيدى در گونهء اختصاصى خود كه نور چشم را پخش مىكند از رنگهاى ديگر امتياز مىيابد . اما در عين حال همين امتياز نيز از جنس رنگ است و از طبيعت رنگ بيرون نيست . پس سفيدى هم در مشتركات و هم در مختصات خود از يك طبيعت بسيط برخوردار است و ما به الاشتراك آن عينا همان ما به الامتياز است . پس سفيدى هم در جنس مشترك خود رنگ است و هم در فصل خود رنگ مىباشد تمام بسائط خارجيه نيز از اين‌گونه « تشكيك خاصى » مىباشند .