تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آگاهى و گواهى ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق ( فارسى ) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧

2 - شرط وحدت در تقسيم

ترديدى نيست كه در تمام انحاء تقسيمات وحدت يك شرط اساسى تقسيم است كه بايد با دقتى هر چه تمامتر رعايت گردد . در صورتىكه اين شرط اساسى را با دقت كامل رعايت نكنيم هيچ تقسيم كامل و صحيح و انحصارپذيرى را بدست نخواهيم آورد و بالنتيجه سيستم منطقى تقسيم را از دست خواهيم داد . مثلا دانشمندان ادب كه مىگويند : كلمه يا اسم است يا فعل است و يا حرف ؛ اين تقسيم هرگز كامل و انحصارپذير نخواهد بود مگر اينكه مقصودشان از « كلمه » كه در مقسم قرار گرفته يك كلمهء واحده باشد زيرا اگر مقسم بيش از يك واحد كلمه باشد مجموعه‌اى كه از دو واحد كلمه بدست خواهد آمد بخش خاصى را بوجود خواهد آورد ، و مجموعه‌اى از كلمه سه‌واحدى بخش ديگرى را و بدين‌ترتيب اقسام كلمه پايان‌ناپذير خواهد بود و حالت تضاعف و تصاعدى اقسام را به خود خواهد گرفت و اين تقسيم انحصارى سه
هامش
- عين تعاريف را عينا پس از پاسخ مثبت به پرسش از هستى عينى آن ماهيت كه به وسيلهء « هليت بسيطه » سؤال مىشود ذكر نموديم آنگاه همان تعاريف حد و رسم خواهد بود . در اينجا بايد متوجه بود كه « شرح اللفظ » يك تعريف لفظى و تبديل لفظ به لفظ است كه به هيچ وجه با شرح الاسم كه پاسخ پرسش نخستين است مطابقت ندارد . زيرا در شرح اللفظ اصلا ماهيت شىء مورد سؤال نيست و مانند لغت‌نامه يا كلاسهاى زبان‌شناسى تنها يك لفظى به لفظ ديگرى ترجمه مىشود . در حالىكه شرح الاسم بالاخره متعهد پاسخ پرسش از ماهيتى است كه هنوز حقيقت عينى آن براى ما معلوم نگرديده است . اما بسيارى از حكما ميان شرح اللفظ و شرح الاسم تفاوتى را شناسائى نكرده‌اند و يكى را بجاى ديگر آورده‌اند از جمله حاج ملا هادى سبزوارى مىگويد :معرف الوجود شرح الاسم * و ليس بالحد و لا بالرسمدر حالىكه مسلم است كه مقصودش از اين شرح الاسم شرح اللفظ است ، زيرا وجود شرح الاسمى كه بتواند پس از شناسائى حقيقت آن خودبخود و قهرا تبديل به حد و رسم گردد فاقد مىباشد بعلاوه شرح الاسم پاسخ پرسش از ماهيت است و براى وجود ماهيتى نيست . بدين ملاحظات تمام تعاريفى كه براى وجود ذكر شده به شرح اللفظ و مبادلات لفظى بازگشت مىكند و هيچ ارتباطى با پرسشها و پاسخهاى منطقى پيدا نخواهد كرد . و واضح‌تر آنكه شرح اللفظ استعمال لفظ در لفظ است در حينى كه شرح الاسم از گونهء استعمال لفظ در معنى است .