تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى ) — صفحة 643

مساهمون:

ص٦٤٣
شأن فلاسفه اين است ، احاطهء علميّه به جلايل و دقايق ملك و اسرار ملكوت به هم مىرساند و از خالق حكيم عليم خودش - الذى لا يعزب عنه مثقال ذرّة فى السّماوات و الأرض ( سبأ : 2 ) علم به اشيا را سلب نمايد ، و آن را انزل از حيوانات عجمى كه علم به بسيارى از اشيا دارند گرداند ، تعالى عمّا يقوله الظالمون علوّا كبيرا . و امّا كسانى كه واجب الوجود را عالم به اشيا دانسته‌اند منقسم مىگردند به هشت گروه : اوّل معتزله‌اند كه به ثبوت معدومات ممكنه پيش از وجود قائل شده‌اند ، و علم بارى تعالى در نزد ايشان به اشيا به ثبوت ممكنات است در ازل . دوم جمعى از مشايخ صوفيّه‌اند كه محى الدين عربى و صدر الدين قونوى از جملهء ايشانند ، و ايشان نيز به ثبوت اشيا پيش از وجود آنها قائل شده‌اند ، امّا به ثبوت علمى ، نه به ثبوت عينى چنان كه معتزله گمان كرده‌اند . سوم تابعين افلاطون‌اند كه به صور عقليّه و مثل افلاطونيّه قائل شده‌اند و مناط علم را آنها مىدانند . چهارم شيخ اشراق و تابعين او است ، مانند محقّق طوسى و شارح تلويحات و علّامهء شهرزورى ، كه مناط عالميّت را اشياء موجوده در خارج دانسته‌اند . پنجم جمعى از مشّائين‌اند كه شيخ ابو نصر و شيخ ابو على از جملهء ايشان‌اند كه به ارتسام صور ممكنات در ذات بارى تعالى به حصول ذهنى بر وجه كلّى قائل شده‌اند . ششم فرفوريوس است با گروهى از مشّائين كه صور معقوله را با ذات واجب متّحد دانسته‌اند . هفتم بيشتر از متأخّرين‌اند كه ذات واجب را علم اجمالى به جميع اشيا دانسته‌اند ، و گفته‌اند كه علم واجب به ذات خودش دانستن همهء اشياء است به علم واحد ، و گفته‌اند كه براى واجب دو علم است : علم اجمالى كه مقدّم بر اشياء است و علم تفصيلى كه مقارن آنهاست . هشتم طايفهء ديگراند كه مىگويند كه علم بارى به ذات خودش علم تفصيلى است به معلول اوّل و علم اجمالى است به باقى موجودات و همچنين تا آخر معلولات . . . و الحال وقت آن است كه حقّ و صواب در نزد اهل حقيقت و ذوى الالباب را تعيين
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى ) — صفحة 643 | احمد بن محمد حسينى اردكانى