تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى ) — صفحة 640

مساهمون:

ص٦٤٠
پس به شهادت اين مقدّمات و دلالت فحص بالغ و حدس صحيح ، بلكه به دلالت فطرت سليمه و نوعى از تتبّع و تجربه ، و متبيّن مىگردد كه علم حصول چيزى است معرّى از ملابس غريبه براى امرى مجرّد كه در وجود مستقل باشد به نفس خود يا به حصول صورت آن چيز حصولى حقيقى يا حكمى . پس از آنجا كه واجب الوجود در اعلا درجهء تجرّد و تقدّس از غواشى هيولانيّه است و چيزى از آنچه ماهيّت را به حالى ديگر سازد با او نيست ، پس عاقل لذاته خواهد بود . و چون انيّتش حقيقت او است ، يعنى وجودش عين ماهيّت است ، پس چنان كه علم به ذاتش زايد بر وجودش نيست همچنين زايد بر حقيقتش نيز نخواهد بود . به خلاف جواهر مفارقه كه علوم آنها به ذوات اگر چه زايد بر وجود آنها نيست ، به جهت مساوقهء علم و وجود مفارقى ، چه بالذّات و چه به تجريد مجرّد ، و ليكن زايد بر ماهيّت آنهاست ، زيرا كه انّيّت آنها عين ماهيّت نيست . پس علم موجود حق به ذات خودش اتمّ از همهء علوم و در نورانيّت اشدّ و اقدس است ، بلكه نسبتى ميان علم آن جناب به ذات خود و علم ساير اشياء به ذوات خود ايشان نيست ، چنان كه نسبتى در ميانهء وجود او و وجودات اشياء نيست ، زيرا كه وجود او وراى ما لا يتناهى است بما لا يتناهى . و چنان كه مناط موجوديّت و مصداق حمل موجود بر ممكنات به اعتبار ارتباط آنها است به موجود حقّ و با قطع نظر از آن ارتباط هالك الذّوات و باطل الحقائق‌اند ، همچنين مناط عالميّت آنها به نفس خود يا به غير خود به ارتباط به نور الانوار است جلّت عظمته . پس نسبت آنها به سوى او نسبت اجسام كثيفه است به نور شمس اگر آن نور قائم به نفس خود مىبود . پس همهء آنها به حسب نفس خود مظلم‌اند و استفادهء نورانيّت مىنمايند از لمعان نور غير متناهى او كه در شدّت نوريّت و قوّت اشراق و افراط ظهور به مرتبه‌اى است كه حواس از او دورى مىكند و قوى از او مىگريزند . فلا تدركه الأبصار و لا تمثّله الأفكار و لا تنفذ فيه الأوهام و لا تصل إلى إدراكه عقول الأنام .

تنبيه

در فلسفهء اولى مقرّر گرديده است كه هر چيزى كه به حكم عقل كمال وجود من حيث
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى ) — صفحة 640 | احمد بن محمد حسينى اردكانى