تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى ) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
و بر اين جواب وارد مىآيد كه هر گاه در قواى فلكيّه چنين چيزى باشد ، چرا در قوّهء عاقلهء جسمانيّه جايز نباشد كه به سنوح نور عقل فعّال قوىّ بر افعال غير متناهيه گردد . و جوابى از اين ايراد كه مسكت تواند بود به نظر حقير نرسيده است ، بلكه مؤيّد است به آنكه قوّهء تخيّل ، با آنكه قوّهء عقليّه نيست ، بر تصويرات غير متناهيه به معنى لا يقف قادر است ، به اعتبار استمداد از عالم عقل . حجّت پنجم : اگر قوّهء عاقله منطبع در جسم باشد ، مثل قلب يا دماغ ، بايد كه يا دائمة التّعقّل باشد آن جسم را يا هرگز آن را تعقّل نتواند نمود . زيرا كه [ 449 ] اگر وجود همان قسم در تعلّقش كافى باشد بايد كه هميشه معقول باشد ، و اگر كافى نباشد بايد كه صورتى ديگر از آن جسم در قوّهء عاقله حاصل گردد ، و هرگز آن را تعقّل نمىتواند نمود . زيرا كه حصول صورتش در عقل مستلزم اجتماع مثلين است در محلّ واحد ، و حال آنكه انسان را ممكن است كه هر يك از اعضاء خود را گاهى تعقّل كند و گاهى نكند ، پس بايد كه قوّهء عاقله منطبع در جسم نباشد . و صاحب اسفار مىگويد كه اين دليل مقدوح است ، به اعتبار آنكه مبتنى است بر مقدّمه‌اى كه ثبوت ندارد . و آن مقدّمه اين است كه مدرك اگر مدرك به ذات است بايد كه صورت مدرك در ذات او حاصل گردد ، و اگر مدرك به آلت است بايد در آلت او حاصل شود . و عدم ثبوتش به اعتبار آن است كه منتقض مىگردد به قوّهء باصره كه ادراك مبصرات مىنمايد ، با عدم ارتسام صور آنها در عين . و قوّهء خيال مدرك صور و اشباح جسمانيّه است ، بدون ارتسام آنها در دماغ . « 1 » بدان كه براهين تجرّد نفس بسيار است ، و هر كه خواهد كه بر آنها مطّلع گردد بايد كه به كتب شيخ ابو على و كتب شيخ شهاب الدّين مقتول رجوع نمايد . و شيخ ابو على رسالهء مفرده‌اى در اين باب نوشته است موسوم به حجج العشر ، و معلّم اوّل به عبارت وجيزه‌اى اشاره به اين معنى نموده است و گفته است كه : « كلّ راجع في نفسه فهو روحانيّ » . و فاضل علّامه در كتاب مبدأ و معاد مىگويد كه : « براى آلات جسمانيّه در ادراكات
هامش
( 1 ) - صدر الدين شيرازى ، شرح الهداية ، ص 212 . الأسفار ، ج 8 ، ص 288 .