تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى ) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
است در خارج در جزئيّات مادّيه ، مانند حيوان بما هو حيوان ، كه ماهيّتش در خارج به عين وجود اشخاص موجود است ، و براى آن اعتبارى هست كه به آن اعتبار تخصّص به مكان معيّن و وضع خاص ندارد ، و از حيثيّت طبيعت مشتركه قابل قسمت مقداريّهء جزئيّه نيست . و مثل اين است ماهيّتى كه در ذهن اكثر مردم موجود مىگردد ، زيرا كه وجود آن به عين وجود صورت متخيّله است ، لكن ذهن مىتواند كه آن را به وجود اعتبارات اعتبار نمايد . پس آن صورت از آن حيثيّت كه صورت شخصيّه موجودهء در قوّهء ادراكيّهء جزئيّه است صورت متخيّله است ، و از حيثيّت اعتبارش بما هي حيوان ، بدون اشتراط قيدى ديگر ، نه متخيّل است و نه محسوس و نه معقول ، زيرا كه به اين اعتبار امرى است مبهم الوجود ، اگر چه در واقع به وجود ما يتّحد به موجود است ، و از آن حيثيّت كه مشترك است ميان كثيرين معقول و مجرّد است . پس مىگوييم : كه در ذهن از طبيعت حيوان صورت مجرّدهء بالفعل حاصل نيست كه وجودش في نفسه وجود تجرّدى باشد ، مثل وجود مفارقات ، تا آنكه لازم آيد كه محلّش نيز مجرّد باشد ، بلكه موجود در ذهن چيزى است كه براى آن اعتبارات هست كه به حسب بعضى جزئى است و به حسب بعضى كلّى و به حسب بعضى مطلق . و براى صورت خارجيّه نيز همين اعتبارات هست . و مسلّم نيست كه هر يك از افراد ناس را ممكن باشد كه اين اعتبارات را ملاحظه نمايد ، يا آنكه امر ذهنى را تصوّر كند بر آن وجه كه كلّى و مشترك در ميان كثيرين باشد [ و ] مجرّد از خصوصيّات و قيود جزئيّه . « 1 »

تتميم

براى اين برهان در كتب قوم تقريرى ديگر هست . و آن تقرير اين است [ 443 ] كه براى هر چيز حقيقتى هست كه به آن حقيقت آن شىء آن شىء است . و آن حقيقت لا محالة واحد و غير قابل قسمت است ، زيرا كه قابل قسمت بايد كه با قسمت باقى ماند . و عشره از آن حيثيّت كه عشره است با انقسام باقى نمىماند ، و خمسه جزء عشره از آن حيثيّت كه نوعى از انواع عدديه است نيست ، بلكه جزئى است از كثرت وحدات . و براى عشره از آن
هامش
( 1 ) - صدر الدين شيرازى ، الأسفار ، ج 8 ص 260 - 264 ( با تفاوت ) .
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى ) — صفحة 495 | احمد بن محمد حسينى اردكانى