نازل بود و اكثر عمارات عاليه منهدم شد ديوار شرقى قلعه قريب بيست و دو ذرع از پا افتاد در چند جا شعلهء برق آتشفشان شد و چند كس از آسيب آن جانداده و بعضى بيهوش شدند چون به هوش آمدند قوهء شنوائى نداشتند بعد از آن باران منقطع شده و جان درآمده باز بقالب رسيد .
در اكبرنامه مسطور است
در سنهء سى و چهارم جلوس معلى موكب همايون بسير كابل نهضت نموده بود هشتم مهرماه در منزل بارتكاب حكيم همايون گذارش نمود كه در شانزدهم آذرماه پيشين در تورانزمين شگرف سانحهء پديد آمد تا پايان شب پرنده و جانوران نالها داشتند چنانچه صيادان بيمهر را دل به درد آورد و سحر كه از خانه مردم درآمدند صحراصحرا مرغابى و قاز و كلنگ مرده كمر شكسته و پر ريخته افتاده ديدند در كنار كول كوراك چندين لك جانور تباه شده تا كنار جيحون رسيدند بدين نمط بموقف عرض معلى رسيدند و مردم بعرابه و اشتر و اسب و قاطر بار كرده بخانها كشيدند و تا مدت ششماه مردم قاق طيور ميخوردند و از پيه آن چراغ مىافروختند مردم بعرض اعلى رسانيدند كه عبد الله خان والى توران كارآگهان را فراهم آورد . مشورت كردند چون برف و باران نبود برخى گفتند همانا لشكر بوم را گذار افتاده كه باران نميشود .
ايضا حدايق نام در پرندگان به تناورى و تنومندى آن ديگرى را نشان ندهند بعد از پرواز فراوان از پروازماندگى داشت و نفس ميزد مير شكار به دو رسيده او را به كمند بربست چون آسوده شد كمند را برداشته به هوا رفت و از نظرها ناپديد شد .