تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦

رنگ دوم در غرائب جلوه پيراست

در تاريخ هفت اقليم مسطور است كه در سنهء ششصد و چهل و نه در مدينه آواز مهيب بر مثال غلغلهء رعد كه از دور به گوش رسد ظاهر ميشد تا دو روز بدينطريق زياده و كم ميشد روز سوم زلزلهء عظيم واقعشد و سه روز زلزلهء بسيارى شد كه يكروز از صبح تا شام پنج مرتبه زلزله شد روز پنجم چاشتگاه از جزيره آتشى ظاهر شد كه ارتفاعش سه منزل و طولش چهار فرسنگ و عرضش يك فرسنگ افزون و فروزان بود از آن آتش دود سفيد تتق ميكشيد و ساعت بساعت آتش زبانه ميكشيد به نحوى تمام خانهاى مدينه روشن بود بعد آن آتش چون سيلاب از آنكوه روانشد و هرچيز ديد سوخت و تا نزديك بود گرم و سرخ ظاهر ميشد چون دور شد سياه مىنمود مردم را به خيال اينكه آن آتش آنها را خواهد سوخت نسوان و مردان غسل كرده خيرات به فقرا دادند تا آن آتش از آنجا گذشت .

در تاريخ فرشته محمد قاسم نوشته

كه در سنهء نهصد و شصت و دوى قمرى در كشمير زلزله واقعشد كه اكثر قراى آباد ويران شد و قريهء خلوددام كه عمارات عاليه در آنجا بود در دامن كوه واقع بود بسبب افتادن كوه مردم آنقريه قريب بشش هزار كس به خاك برابر شد .

در تاريخ كمال منجم آمده

كه در سنهء يك‌هزار و چهل و هشت سلطنت شاه صفى در شهر تبريز زلزلهء عظيمى شد كه دوازده‌هزار و نهصد و هشتاد و دو خانه منهدم شد و سه روز زلزله واقع بود .