تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١

تصوير يازدهم از گلگونهء غرايب متفرقه در جلوه سازيست از فرط رنگينى بدايع شگفت‌افزا به يازده رنگ در نيرنگ‌پردازى .

اكنون از لطف ايزد بيچون رسام قلم در چهره‌پردازى اين تصوير غريب كه چون بوقلمون چندين رنگ در آن نمايانست تردست گرديده صفحه‌اش را بالوان متفرقه مىآرايد .

در رنگ اول جلوهء نزول قضاياى آسمانى نمايان است

امين احمد رازى مصنف تاريخ هفت اقليم از عجائب البلدان نقل آورده كه در دويست و نود هلالى در كوفه ژالهء باريد كه هريك به وزن صد و پنجاه درم بود و بعد از آن سنگ باريدن گرفت بسان گوش آدم درهم كشيده بعد از ساعتى هوا صاف شد .

در شاهجهان نامه مسطور و مرقوم است

كه در سال بيست و چهارم جلوس و الا از وقايع صوبهء بهار كه واقع شده بعرض و الا رسيد كه در يكى از مواضعات چهار ساعت از روز مانده باد و صاعقه و طوفان شد و گوشت بسيار بباريد كه مردم آنها را پخته و خوردند بسيار لذيذ و خوش‌طعم بود . ايضا در طرف كشمير در حينى كه عليمردان خان صوبه‌دار كشمير بود قطعهء برف بدرازى چهل ذرع و ارتفاع چهار ذرع از هوا افتاد و باعث حيرت نظارگيان شد .

در عجايب المخلوقات آورده‌اند

كه در سنهء چهارصد و يازده هجرى در مزرعه‌اى ابرى و صاعقه پديد آمد و سنگ بسيار باريدن گرفت و بهر كس ميرسيد هلاك ميشد غريب
نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى ) — صفحة 201 | احمد اديب پيشاورى