مشاهدهاش رشتهء عمر كوتاه باشد بهر زمين برسد زمين بسوزد و هر طاير از بالايش بپرد بىاختيار بر زمين افتد و هر جاندار كه آوازش شنود در حال بميرد .
در عجايب المخلوقات آمده
كه چون درازى مار بسى گز رسد عمرش از صد سال بگذرد و آن را اژدها خوانند چنان بمرور ايام بزرگ شود كه حيوانات برى از آن بستوه آيند حقتعالى آنرا به دريا افكند هيكلش در بحر نيز ببالد چنانچه درازيش بده هزار ذرع برسد در آنوقت دو بال مانند ماهى در كتفش برآيد و از حركتش دريا بطوفان درآيد چون ضررش بجانوران دريا برسد به حكم پادشاه بر و بحر باد آنرا از دريا برآرد و در ملك يأجوج و مأجوج اندازد تا آن را بردارند و بذوق تمام بخورند .
در جامع الحكايات آمده
كه در جزيره الجوزا هر سال مارى پيدا مىشود ملوك آنجا كسان فرستاده آن را صيد نمايند چرا كه فوايد بسيار در آن كار هست و آن را بپزند و پادشاه جرس آن را در بدن بمالد قوت و فرح تمام او را حاصل شود .
اگر پوست مار مزبور صاحب سل آن را بسيل بدارد خوب شود آن پوست در خزاين پادشاه آنجا بهم ميرسد .
جامع كتاب مذكور
از ابو حامد نقل آوردهاند كه روزى بر لب دريا بر سر سنگى نشسته وضو ميساختم از زير سنگ دم مار معصفر كه نقطهاى سياه بر آن بود