ماهور
جانداريست شاخدار و مقام او در بيشه و كوهسار است چون آب خورد نشاط در او حاصل شود و دويدن آغاز نمايد و شاخهايش از جوش مستى در درخت بند شود هرچند جهد نمايد خلاص نگردد صيادان در رسند و او را صيد نمايند .
قلا
جانداريست كوچكتر از غزال و دهان بسيار فراخ دارد چون حيوان را بيند بر زمين نشيند از همه رنگى زمين به نظر در نيايد چون سباع در رسند آنرا صيد نمايد .
آهو
آهو را با كبك دوستى مىباشد هرجا آهو باشد كبك خود را به دو رساند و از ديدنش مسرور شود شخص صياد جامه از پوست آهو دوزد و دو شاخ بر سر خود استوار كرده هر روز بصحرا رفته كبك صيد نمايد .
روزى گرگ بصياد برخورده او را آهو پنداشت قصدش نمود آنشخص از بيم جان رو بگريز نهاد و لباس از برش افتاده آدم شد گرگ برگشته رو بگريز نهاد بعد از آن هرچند خود را به لباس آهو آراست و بصحرا رفت كبك پيش او نيامد .
در عجايب المخلوقات است
رايح جزيرهايست بزرگ در حدود چين تا اقصاى بلاد هند پادشاه