آنشخص را در خدمت شيخ ابو على سينا ديده شناختم و آنحال را بيان نمودم شيخ فرمودند كه اين كارها از طفيل عقد كرگدنست و از اين قبيل عجايب بسيار است .
ايضا در همان نسخه آمده است كه جانوريست بسان اره دو شاخ دارد بر سر و قوت و زورش از گوزن افزونست و اكثر حيوانات از زخمش مجروح شوند و جايش كنار دجلهها است و از خوردن آب مخمور مىشود در آنحال بازى مىكند چون اعضايش سستى گزيند بىاختيار لب بفغان گشايد صيادان از استماع آن آواز آمده او را صيد كرده بخم كمند بسته به شهر آرند .
گاو كوهى
به خوردن مار ميل بسيار دارد و از خوردن آن مست گردد و سنگ در حوصلهء او باشد كه در دفع هلاهل به كار آيد .
گوزن
هر سال شاخ بيفكند و نو برآورد با مار دشمنست اگر زخم تير با خود داشته باشد چون مار را ببيند تا نخورد نگذرد بعد از آن خرچنگ را با خراطين بخورد اشكش ترياقست .
گورخر
جانور تيز دويست چون ماده آن از درد زه بتنگ آيد خايهء نر را گرفته بركند تا بار ديگر حامله نشود و حيوان دراز عمرى مىباشد .