تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
دست رود چرا كه مادرش را بر زبان خارهاى درشت باشد و بسيار بچه را بليسد كه پوست از استخوان برخيزد و بميرد بدانجهت كه مادرش محبت بسيار به او دارد

در تحفة الغرايب مرقومست

دابة الارض نام حيوانيست عظيم و سباعيست جسيم رويش مانند انسانست تنش مثل حيوان و چشمش مانند خر و پايش چون استر طويل هر بندش از روى تخمين دوازده ذرع و گوشهايش چون فيل و شاخهايش يرقوى و طويل رانهايش پر موى چهار پايش بمثابه ستون مردم را از او هزاران هراس است و از آب صنفى برميآيد چون مرغان هزار رنگ بزرگيش بحديست كه اگر سر بالا نمايد براى سقف آسمان ستونى و ميان شاخهايش از يك فرسنگ افزون و بلندى آن از قياس بيرون ايضا زرافه حيوانيست مشهور و جسيم و سرش مانند سر شير و گردنش بسان گردن فيل و در تنومندى بىنظير مانند گاو دو شاخ دراز بر سرش جا دارد و بر پوستش خالها چون جلد پلنگ و رنگهايش بسان آهو و چشمش دراز و پاهايش كوتاه ايضا رخ سباعيست تنومند و بر باقى بهايم زورمند هريك از سباع را ببيند صيد كرده بخورد مانند گوزن دو شاخ دارد و مانند اشتر چهار كوهان دارد و رخ شطرنج را به دو نسبت كرده‌اند استخوانش زهر قاتل باشد

در جامع الحكايات آورده‌اند

غرقطه را در ديار مغرب جاست و زبانش بسان مردم گوياست احيانا