گاوى گوسالهاى آورد كه دو سر داشت يكى مانند اسب و يكى مانند گاو آن عزيز الوجود هم در آنساعت بسير بيشهء عدم قدم نهاد
ايضا ماده گاوى را كه پنج پا داشت راقم سواد به چشم خود ديده كه چهار دست و پايش بر قرارگاه بود و پاى پنجم در سينه آويزان بود و او را چند تن برهمنان هندوستان ديده به پيشاور آورده بودند
ايضا در سنهء يكهزار و يكصد و شصت و سه بعد از تحرير اين مرقع در خدمت قدوة العارفين قطب الاقطاب زمان مظهر لطف يزدان مياعمر گوسالهء نوزاد كه از حليه حيات عارى بود آورده بودند كه بر يكتن دو سر داشت و گوش و چشم و بينى در هر دو سر موجود بود
ايضا در تاريخ ششم صفر گاوميش بچهاى آورد كه رويش بفيل مانند بود و دست و پايش با تن بمثال گاوميش بود در حضور نور محمد خان صاحب اختيار پيشاور آورده بودند تا مدتى زنده بود چون مردم بتماشايش هجوم مىكردند مالكش آن اعجوبه را بشمشير دو پاره كرد
غزائب بزغاله
حيوانيست سليم العقل با وجود چرخ بسيار هر روز در گرد است در هر زمين كه چاه بوده و بمرور ايام پر شده باشد در سر چاه ننشيند و بر دور حلقهء چاه نخسبد
در وقايعات شاه جهاننامه مرقوم است
كه از وقايعات خطهء احدانكر معروض بارگاه مقدس شد كه در اين ايام بزغالهاى تولد يافت داراى دو سر كه چهار چشم و چهار گوش در آن بود و چهار دست و دو پا داشت و بمحض زادن راه چراگاه عدم پيمود