تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
در تمام كرهء خاك نباشد محل سكونتش يكفرسخست و خانه‌اش بزرگ و كاسهء چشمش مساوى يك سنگ كلان است و باقى اعضايش بدينمنوال است هركه را چشم به دو افتد در حال هلاك شود و اگر حيوانى اولاد او را بيند همانساعت سفر آخرت گزيند هرگاه وحشيان صحرائى آن‌را بينند چشمهاى خود را بندند كه چشمشان بر او نيفتد و هرگاه بينند كه او مرده اعضاى او را قوت خود ساخته بخورند

همانجا آورده‌اند

كه جانوريست بنام ناخوش لقا از روى غصه بر خود مىپيچد چون اژدهاى پرغرور و ديدنش مبارك نيست هركه بىپرده رويش بيند جان خود را در معرض تلف اندازد صانع قدير دو پرده از روى ابرويش تا رويش فروهشته كه چشم هيچكس بر رويش نيفتد چنانچه بر صيدى حمله آورد پرده از رويش مرتفع شود در آندم تمام حيوانات از دم او جان نبرند چون آوازش را جانوران بشنوند خود را در روى افكنده بى خود شوند چون با جانورى آرزوى جماع كند خود را در زير خاك نمايد با جانور جماع كند و نطفه در رحم او نهد از همان بارور گردد بعد از مدت معهود بچهء آورد بجنس آن

در همان نسخه مسطور است

كه سياه گوش حيوانى است در حدود هندوستان كه مشابه است به فيل بزرگ هرگاه بچه‌اش سر از فرج مادر برآرد همانساعت بچرا مشغول شود مدت مديد در همان فرج مادر چرا نمايد همين كه قوت در او پيدا شود از آن فرج برجهد و از مادر رو بگريز نهاده در صحراى دور