برداشته بآشيانه آورد و خود پرواز كرده بصحرا رفت و آندختر و پسر بىوهم رقيب از گلستان وصال هم گلها چيدند و باندك مدت جناب ربانى به آنها پسرى كرامت كرد .
روزى حضرت سليمان به سيمرغ فرمود كه دختر پادشاه مغرب را با پوست كه باعث تسلى او در آشيانهدارى بياور سيمرغ حسب الفرموده دختر را با همان پوست برداشته خدمت حضرت سليمان آورد چون پرده از روى كار برداشتند سيمرغ از كمال خجالت غايب شد و از آن روز در عمرانات نيامده .
در عجايب الدنيا آمده
كه غراب از ديگر مرغان عمرش درازتر است و نر و ماده را باهم الفت از حد بيشتر است كه هيچ يك بعد از فوت ديگرى جفت نگيرد سواى آن بغيرى الفت نپذيرد هميشه از براى قوت ذخيره نهد و پيوسته قاصد آدمى و حيوان باشد چون بچه آورد مويش سفيد باشد مادر از آن واهمه نمايد بچه را در آشيان گذاشته پرواز نمايد روزىرسان بىمنت مگس و پشه را در دور بچه غراب جمع نمايد بچهء غراب آنها را گرفته بخورد به مجرد اين كار موى سفيد از بدنش بريزد و پر مانند غراب از بدنش برآيد مادر نزد بچه آمده آن را پرورش نمايد .
ايضا ماهىخوار مرغيست بخيل و اندامش براى صيادان دليل بسان مرده خود را در روى آب پهن سازد و ماهيان را بخاطر ميرسد كه او مرده آمده بدورش جمع شوند ماهىخوار يكى از آنها را ميگيرد كه بخورد غراب بسيار جمعشده ماهى را از آن گرفته بخورند و او يكى از غرابان را گرفته در آب فرو شود چندان بماند كه غراب بميرد بعد از آن