تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
از آب درآمده غراب را بخورد و پرواز كرده برود و به همين منوال روز بگذراند .

در نفايس الفنون مينويسد

كه بيضهء شترمرغ چنان بزرگ شود كه ده رطل آب در آنجا شود بيشتر از اعراب بيضهء او را گرفته پر آب نموده در بيابانها دفن نمايند و نشان گذارند اگر كسى از باديه گردان را به آب احتياج بهمرسد آمده آب را برداشته بخورد و اگر سالها آب در آن بيضه بماند رنگ و طعم آن رنگ نگرداند . ايضا در همان نسخه مسطور است كه هماى مرغيست خجسته و سايه‌اش دولت مىبخشد و گوشت سگ‌بچه را بسيار دوست دارد و هرگاه حامله شود سه بيضه آورد دو بچه جنس خودش باشد و يكى بچه‌سگ باشد

در روضة الطاهرين محمد طاهر عماد الدين آورده است

كه جهان پهلوان گرشاسب كه سپه‌سالار فوج ضحاك بود بعزم مدد فرمانفرماى هندوستان شد و از آنجا بسير دريا كشتى راند جهاز را بجزيرهء رساند كه در آنجا طايران عجيب الشكل غريب الاعضاء بسيار بود بعضى از آنها چهار پا داشتند و برخى بر مثال ديوان گردن مىافراشتند جمعى بودند سر آنها مثل گاو و چنگالشان مانند شير بود جمعى چون فيل سر و خرطوم داشتند مرغى را ديد كه دو سر و چهار چشم و خرطوم داشت مانند فيل خرطوم مىافراشت اندامش مثل اسب و مويش كبود بود از
نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى ) — صفحة 148 | احمد اديب پيشاورى