ايضا ديگر مرغيست موسوم بابوهارون در حدود تركستان توطن دارد خوشآواز و شبزندهدار و عشقباز و هر لحظه آوازهاى دلنواز كند كه شنوندگان را دل ربايد مردم دانا باهم بر سر فهميدن نوايش نذرها بندند و بكنه آن نميرسند همين كه آن طاير در صفير آيد بىاختيار دهان بخروش گشايد هرگاه كاروانيان در پاى درخت نشيمنش رسند رختها را گشاده در خواب شوند ترك قيل و قال كرده خاموش شوند و سواى آن درخت به جائى ملاحظه نكنند آنمرغ ترانهء دلكش بركشد هركس به حال از جا برجهد و گريبان را پاره ساخته بهاىوهوى پردازند .
ايضا در حدود ولايت بربر مرغيست بىنظير چيزى كه در آنسال واقع شود از نرخ فرياد مىكند خلق از شنيدن آواز در خريد و فروخت سعى مينمايند .
ايضا كيفره قلعهايست از محال هند بر سر قلهء كوه واقعست و در آن مرغها به شكل قمرى و بلبل مىباشد از خوش منظرى در خانهها كه آن طاير گذر نمايد سم در آنخانه اثر ننمايد احيانا اگر كسى طعام مسموم در آنخانه خورد آنمرغ از چشم دانهدانه اشك مىبارد و دانهء اشك او منجمد شود آن اشك را سائيده بمسموم دهند فى الحال شفا يابد و آنمرغ سواى همانجا در جاى ديگر نيست احيانا اگر به جائى ببرند يكسال بيشتر عمر نكند .
ايضا در بلاد هند مرغيست جسيم كه از نيمهء منقار او كشتى سازند
ايضا نزديك بلغار صنفى از طيور است كه نصف اعلى منقارش ششماه بر طرف يمين مايلست و ششماه بر طرف يسار و در وقت خوردن بهم آيد بيضهاش آنقدر گرمى دارد كه هرگاه بر بالاى يخ گذارند آب شود .
ايضا سارس نام مرغيست در هند شهرهء بوفا و اخلاص گويند كه اگر
نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى ) — صفحة 144
مساهمون: احمد اديب پيشاورى
ص١٤٤