تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
ايضا طايريست مشهور بمكر و دستان و آوازى دارد بهتر از هزار دستان مردم آن را دست‌آموز ميسازند و هر روز از بهر شكار بصحرا برند و او مرغانرا بهواى خواندن بسوى خود آورد و مرغان بيچاره از خود بى خبر بهوايش ميروند و بدام صياد گرفتار ميشوند . ايضا مرغيست دراج نام و او را در هند مقام باشد خوردتر است از كبك كوهسار پر و بالش پر از نقش و نگار صيادان آن را بدست آورده دست‌آموز گردانند و صيد را از او بگيرند تا وقتىكه بر صيد قادر شود صياد دام بردارد و بصحرا رفته در روى زمين پهن كند و دراج را همانجا بگذارد آنمرغ شروع به خواندن نمايد مرغان بيچاره از مكر خالى بدور آنمرغ جمع شده بترانه مشغول شوند و دراج مذكور در عين خواندن ملاحظهء اطراف دام نمايد كه مرغان همجنس او در دام افتاده بعد شروع به خواندن نحوى ديگر مىكند كه صياد مطلع شود بمجردى كه صياد صداى مرغ را شنيد حلقهء دام را كشيد آن مرغان بيچاره تمام در دام افتند . ديگر در حدود بابل مرغيست بيحاصل در سالى كه آن ظاهر شود قحطى در آن ديار پديد آرد . ايضا طايريست خوشه نام و بر لب درياى چين است چون آنمرغ در هوا پرواز نمايد مرغ ديگر حرب كوكو آن‌را به دهان فرو برد چرا كه رزقش از روز اول چنين مقدر شده . ايضا نقل است كه در طبرستان مرغيست از هر دو ديده كور مرغ ديگر هر روز مگس و پشه بسيار در دهان گرفته آورده قى نمايد و آنمرغ كور بخورد . ايضا در قيروان مرغيست سرگشته و به تيغ كشته نميشود از
نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى ) — صفحة 142 | احمد اديب پيشاورى