از آئينهء تصوير نهم تمثال ندرت مآل و بدايع اطوار مرغان بسان جوهر از سنج نحل عيان نمايان
و نيز در اشارات شيخ آذرى در جست كه مرغيست موسوم به رنگين فنون و درياورزان را از او سكون باشد وقتى كه دريا رو بكمى آورد آنطاير مبارك پى براى ساختن آشيان خس بر روى آب گذارد چون آشيانه را باتمام رساند بيضه در آنجا نهد و وقتىكه آشيان را خراب سازد آب در جوش آيد و تا وقتى آشيانهء آن برجا باشد كشتى را از آن خطر نباشد و چون آنمرغ پير شود بچگانش برايش آشيانه بسازند و ذخيرهء آذوقه براى او طيار نمايند و آنمرغ در آن آشيانه بسر برد تا بميرد بعد از آن بچگانش در ماتمش فرياد و ناله نمايند .
ايضا مرغيست بس ميمون كه نامش مشهور است بمأذون عرب او را التاوند خواند و با انسان سلوك مينمايد چون اقارب و خويشان و پيشاپيش كشتيها ترانه سازند و هميشه به اين اندازه رسا در پرواز باشند جائى كه محل خطرناك باشد آنمرغ مبارك سر فرياد پياپى كند اهل كشتى از استماع آن آواز در دفع بليه شوند .
در حيوة الحيوان مسطور است
كه عنطوانه نام عنقاست و او طايريست بزرگ بىهمتا چون طوق سفيد در گردنش باشد عنطوانه گويند فيل در دستش چون موش