تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
گاه از آن چيزى در آب اندازند ماهيان به تمام بيهوش شوند و بر روى آب آيند و مردم آن را بدست خود صيد نمايند . ايضا در شهر روم درختيست نامعلوم كه ميوه‌اش مانند بادامست و بارش را با پوست ميخورند گويند آن ثمر از عسل شيرينتر و خوردنش در ذائقه چون شكر مىباشد .

در اكبرنامه مينويسد

در قلعه شاهكده درختيست دو شاخه دارد كه هريكى در برابر مقرر است يكى شيرين و ديگرى تلخست شيرين دفع برص و جذام نمايد و دويمى ازاله بيمارى تب نمايد . آورده‌اند كه در پائين جاجرم درخت چناريست و هريك از شاخ هاى آن پر از برگ و بار است گويند هركه صباح شنبه پوست آن را بدندان گيرد تمام عمر از درد دندان رهائى يابد مردم پوست آن درخت را به تمام خالى كرده‌اند .

در عجايب المخلوقات آورده‌اند

كه از چوب كل مار بگريزد اگر نزديك درخت كل كسى را مار بگزد زهرش كارگر نشود .

در تاريخ هفت اقليم مرقومست

در زنگ‌كوه شجريست بىبرگ و چوبش از تمام چوبها سخت‌تر باشد اگر آتش آن را در زير خاك نهند مدت مديد بماند و گويند تا پانزده روز آتش آن بماند .