در آداب الفضلا درجست
كه جزيرهايست در هند مشهور به هيركند و در آن جزيره درختيست كه ضخامت آن درخت موافق يك تيرانداز راه باشد در ايام برگريز اوراق آن به تمام در يك روز ميريزد و به زمين نرسيده تمام مرغ شده در هوا طيران نمايند و صفيرهاى خوشآواز بردارند و در زمستان از بسيارى برف مرغان مزبور تلف شده ميميرند .
در همان نسخه مرقوم است
كه نزديك ملك قرطبه كوهيست و در آنجا درختيست پرشكوه بر تنهء آن مثل گوسفند پشمست و مردم آنجا از پشم آن درخت ما رخت ميبافند و در موسم بهار آن شجر گل ميكرد دابه كلان از دريا همتاى آن درخت برآمده در زير آن درخت مقام ميكرد تا مدت سه ماه كه گل در بار ميبود آن دابه در پاى آندرخت مىآسود و گاهگاهى به جهت تحصيل طعمه به دريا رفته برميگشت و در آخر فصل بهار كه گل آن درخت ميريخت آندابه فغان و فرياد كرده به دريا فرو ميرفت و در وقت بهار باز مىآمد .
ايضا در همان نسخه مرويست كه نريمان در اثناء راه چين به بيشهء سبز و خرمى رسيد شجرى غريب در آن بيشه ديد كه تنهء آن سبز و بارش زرد بود در زير آندرخت چشمهاى بود پر از آب سياه هر كرا از وحوش و طيور رنجى رسيد در آن چشمه غسل نموده ميآمد خود را در زير آندرخت مىافكند اگر حياتش باقى بود فى الحال مرضش تنزل نمايد و اگر اجلش آمده بود هماندم قالب تهى مينموده و در پاى آن درخت تودههاى استخوان بود و آتش در چوب آندرخت اثر نكردى بلكه آتش ميمرد .