چون تنه آن را سوراخ نموده و دهان بر آن گذارند صمغى مانند عسل خوشطعم و شيرين ظاهر شود و از خوردن آن سستى و كاهلى معلوم شود .
ايضا بر كنار جيحون كوهيست و بر قلهء آن باغى منزه چون در مهرجان از اشجار آن درختان اوراق فرو ريزد چند مدت كه روى زمين بماند بقدرت ايزد تعالى طيور شده به هوا روند و تماشاچيان از آن حالت تعجب نمايد .
ايضا در عربستان درختيست كه عرب آن را عشر گويد هرگاه شخصى در حق عيال خود بدگمان ميشد چون به سفر ميرفت دو شاخه از آن درخت عشر آورده برهم تافتى و در گوشهاى گذاشتى بعد از مراجعت سفر اگر شاخها را به همان حال ديدى دليل عفت عيال او بود و اگر تفاوت در آن ميديد بدگمانى حاصل ميشد .
ايضا درختيست مشهور به سنجد چون از آن شاخهاى در خانه گذارند مگس از آنخانه بگريزد چون شكوفه نمايد زنان را شهوت غالب شده آرزوى جماع بهمرسد هرگاه پاى عفت در ميان نباشد خود را در لحظه بمردان نامحرم رسانند .
ايضا فندق درختيست پرمنفعت حامل چوبش از گزند عقرب در امان باشد اگر بدان چوب خط بر گرد عقرب كشند از جاى حركت نتواند كرد .
ايضا دارشيشعان درختيست بزرگ پرخار باشد چون چوب آن را در دريا نهند نهنگان در دريا دور آن چوب جمع شوند .
ايضا فراونه درختيست بزرگ و ثمرهء دارد چون انار بزرگ و ميان ثمرهاش از قدرت بيچون پرپشه باشد .
ايضا لاعنه درختيست كوهى و شاخ و برگش در نهايت انبوهى هر
نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى ) — صفحة 135
مساهمون: احمد اديب پيشاورى
ص١٣٥