تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
به واق‌واق و در آن ديار برگهاى آن مانند صورت آدمست چون باد بر آن شجر خورد از برگش آواز واق‌واق به گوش مردم رسد هركه يكشب در آنجا ماند از بسيارى آواز واق‌واق حيران شود هنديان از صداى آن بىآرام شوند و هركه در پاى آندرخت نشيند از سباع ضاره به او ضرر نرسد . ايضا در ملك سامره درختيست كه دو شاخ دارد و بر هر شاخ ميوهء لطيف دارد از خوردن ميوه يكى اطلاق و غلبه خواب زور آورد و از اكل ثمرهء شاخ ديگر قبض و بيدارى ظهور نمايد . ايضا در كوه غور درختيست مشهور هر سال در وقت بهار بجاى ثمره عقارب بار مىآورد و همهء سال چون سرو سرسبز و خرم باشد . ايضا در كتب اخبار آمده كه در حدود مغرب درخت امرودى است نادره ناصر خسرو بر خلاف اين نشان آندرخت در ملك يمن داده هركه از آن بخورد شكمش ده بار جارى و هركه دوبار بخورد بيست بار جارى شود و هرچه در امرود افزايند در اطلاق اضافه شود . ايضا در حدود كرمان يكدرخت مىباشد كه تنهء آن چون چوبى است از آهن سخت‌تر اگر در آتش نهند نسوزد بلكه در آتش اين چوب باشد نيفروزد . ايضا در ناصريه متصل طبريه شجريست كه از آن ترنج حاصل شود و هر ثمره‌اش به صورت نساء همه اعضايش موافق سراسر آن ثمره مسدود باشد و فرجش دايما مفتوح . ايضا در شهر هرات مغرب سواى هرات خراسان در آنجا درختى است مطرا موسوم بنهال غبرا هرگاه در فصل آندرخت شكوفه نمايد در باغچه جمال زنان آنجا كچه شهوت گل كند و در آن اوان بيشرمانه