ايضا در سرانديب نزديك حظيرهء ابو البشر چشمهايست شيرينتر از شكر آبش از خون رنگينتر و در سر آن چشمه درختى است در صورت تير براى نمودن حيات از مرگ هر صباح از آنشجر يك برگ مىافتد و آن در شكل مطبوع و صورت خوش و هر دو رويش به خط خوانا منقش مىباشد چوبداران سلطان آنديار در پاى درخت نشستهاند و برگهاى افتاده را جمع نمايند و تمام دردها را درمان مىباشد .
ايضا در كوهستان كميال جبليست بهترين جبال و بر آن كوه بيشهايست پر از شجر و درختى است در آنجا از جميع اشجار بزرگتر هركه از بيم سرماى سخت بپاى آندرخت آيد و عريان باشد از بيم سرما آسيبى بوجودش نرسد و در فصل تابستان هركه در پاى آندرخت بنشيند از رنج گرما آسوده گشته ضرر از حرارت به او نرسد چون از پناه آن شجر ميمون برآيد سرما و گرما در او اثر كلى نمايد .
ايضا در هند شجريست كه ميوهاش بمثال انگور باشد و در خواص معروف و مشهور است ثمرهاى كه در پرتو آفتاب باشد شيرينتر از شهد ناب باشد و آنچه در سايه باشد جمله ترش و بيمايه است و هر مرغ كه ميوهء آفتابيرا خورد قوت يافته خوب پرد و هر مرغ كه از ميوهء سايه خورد از پرواز بماند .
ايضا در نواحى مصر درختيست سركش كه در شب مانند آتش هر شب از روشنى آن در آن بيشه گاو و گوسفند چرا مينمايند از دور نور درخت نمايان باشد و در پايش تاريكى فراوان .
ايضا درختيست در مرز كه پيوسته روشن مىباشد كسانى كه روشنى جويند و در پرده بغايت روشنست كه گويا هزار شمع افروختهاند و در يك ركن چوبش تا هنگامى كه تر باشد در سوختن روشنتر باشد در خشكى افتد از
نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى ) — صفحة 131
مساهمون: احمد اديب پيشاورى
ص١٣١