تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
مرض در آن آب نشيند از آن مرض خلاص شود اينحرف بر زبان ساكنان خراسان مذكور است ايضا در ما بين اقشهر و انطاكيه چشمه‌ايست موسوم به عين النار هركه قضيب در آن آب نهد هماندم بسوزد در زمان سابق سلطان علاء الدين كيخسرو از آنراه ميگذشت حديث آنچشمه را به او رسانيدند تعجب كرده بر سر آنچشمه ايستاد و فرمود تا قضيبى در آنچشمه فرو بردند چون در آوردند سوخته و خاكستر شده بود

صاحب عجايب المخلوقات

از تحفة الغرايب نقل آورده كه متصل جرجان كوهيست و در آنكوه بر سر قله كه با زمين مساوى است چشمهء آبيست آب از آن در آمده در غدير كه متصل آنست جمع مىشود و آن غدير در طول و عرض مساوى يك تير پرتاب راه مىباشد و در ميان آن حوضيست و درخت در آن است كه هر سال چهار ماه شجر آن از نظرها غايب مىشود و هيچكس بر احوال آن مطلع نميشود بعد از مدت موعود باز پديد مىشود و در بعضى اوقات دو سال ناپديد مىشود و در سالى كه باران بسيار باشد زود ظاهر مىشود و حكام آنولايت در بعضى اوقات آن درخت را بريسمانهاى محكم بسته‌اند چون وقت آن آمد ريسمانها را گسسته ديده حيران قدرتهاى بيچون گشتند يكسال در غايب شدن آندرخت خبر بسلطان وقت رسانيدند و سلطان بغواصى امر فرمود كه بقعر آنچشمه رفته از آن درخت اثرى معلوم نمايد و بعد از مدتى آن غواص از چشمه بيرون آمده تقرير نمود كه هزار ذرع در قعر آب فرو رفتم و از آن درخت اثرى نديدم . نقلست آورده‌اند كه چون جهان پهلوان گرشاسب از تسخير