تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
و اگر كسى آن سنگريزه‌ها را حمل موضعى مينمود اين اثر از آن زايل ميشد و بر گوشهء ديگر شخصى سنگريزه‌اى افتاده ديد آن را به عادت سنگ اول بر هم سود سودن آنها مانع نزول باران و باد شد .

در صيديه مسطور است

كه سنگى بر مثال دانهء خرماى هندى در نهايت دلپسندى و خوش شكل و بطور ديگر هم مىباشد و عقاب نر آن را خوب ميشناسد چون خواهد بماده جماع نمايد ماده از بيم دشوار زادن از نر نفرت گزيند و رام او نشود عقاب نر بپرواز آمده معدن آن سنگ را پيدا نموده و از آن سنگها به دهان گرفته مراجعت كرده روبروى جفت نهد به مجرد اينعمل ماده رام شده نر كام دل حاصل كند و حكماء حجر الموده گويند هرگاه كسى آن سنگ را از آشيان عقاب برداشته در طلا گرفته با خود دارد قدر و منزلتش در نزد پادشاهان و اكابران عزيز و محترم گردد و زنان سر از اطاعت او نتابند ايضا حجريست در همانجا خوشرنگ هركه آن را با خود دارد بر حاملش خواب غلبه آورد نوع ديگر از همان مثال هست كه خواب پيرامون ديدهء حامل آن نشود .

در نفايس الفنون

آورده‌اند كه در زمين هندوستان سنگيست گرد مدور مانند گوى بسيار رنگين و درون آن مجوفست و از آن سنگ صداى زنگ برمىآيد و هنگام زادن عقاب ماده بسيار كار بر او تنگ مىشود نر جوياى آنسنگ شود آن را پيدا نموده در زير ماده بگذارد از آنشدت خلاص شده رهائى يابد
نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى ) — صفحة 103 | احمد اديب پيشاورى