تصوير ششم از گلگونه بدايع رنگين و از رنگ غرايب چاه شگفتافزا سراپايش را از زيب و زينت آراسته
در اشارات شيخ ازرى منقولست كه در حوالى دامغان قريهايست موسوم بكهران و در آنجا چشمهايست مشهور ببادخوانى هرگاه زن حايض به آن چشمه بگذرد باد سخت بوزيدن درآيد و خاكبار شود كه دماغ را مختل سازد .
ديگر ديهيست غورك نام در راه شيروان و در برابر آن كوهيست و در زير آن كوه چشمهايست كه آب روان دارد و هرگاه نجاسات يا رخت ملوث در آن چشمه بيندازند آب آنچشمه به جوش آمده باد و غبار تيره ظاهر و از آن غبار ابر پديد آمده باران شديد ببارد چون چشمه را پاك سازند علامات بر طرف شود .
ديگر در جبل الطاهر به مصر چشمهايست پرآب و سيرآبساز كام تشنگان اگر حايض يا جنب در آنچشمه نشيند ديگر كسى از آن آب اثرى نبيند مردم آنجا آيند و چشمه را پاك سازند و بزارى در دور آنچشمه نشسته بعجز درآيند در حال آب جارى شود و مردمرا سيراب سازد .
ايضا در حدود فارس در نزديك بيت الثور چشمهايست پرآب و قعر آن را كسى نميداند و چون وقت زراعت نزديك رسد آب آنچشمه خود به خود جارى شود هرگاه كشاورزان از كشت فارغ شوند در برابر آن چشمه روى نياز بدرگاه بىنياز بر زمين آورند باز آب بقرار اول گردد