تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
از آن صورت آدمى ملاحظه نمايند خواه در قيام و خواه در قعود اگر آنسنگ را سائيده در آب ريزند هرچه از آن در آب فرو نشيند صورت آدمى از آن نمايان شود . ايضا در اردبيل سنگيست مانند آهن و در وزن و مقدار قريب دو صدمن باشد هرگاه اهل شهر را بباران حاجت باشد آن سنگرا برداشته به شهر آورند و بجاى معين گذارند مادام سنگ در شهر باشد ابر برآمده باران شود چون احتياج بر طرف شود سنگ را برداشته به مكان اصلى گذارند باران منقطع شود .

در عجايب المخلوقات آورده‌اند

حجريست مشهور بجالب النوم و در مرز روم مىباشد لون سرخ دارد و تماشايش در مزرعهء دلها تخم تعجب ميپاشد و اگر روز در آن بينند دخان و بخار در آن مشاهده شود و در شب روشن و تابان به نظر درآيد چنانچه هرچه نزديك آن باشد از روشنى ديده شود اگر اين حجر را بر كسى بندند خواب بر او مستولى شود . ايضا سنگيست آسمانگون و از چندين غرايب مشحون اگر كسى آن را حل نمود - سوده سفيد باشد هميشه با خود دارد فرحناك باشد و غم پيرامون خاطرش نشود و اگر سوده سياه باشد كسى آن را نزد خود نگاه دارد هيچكار او تمام نشود و مكحول اصفرش براى تمام شغلها صالح باشد و اگر سرخرنگ برآيد حامل آن خير بسيار بيند و دارندهء سوده سبز هر تخم بكارد زود برويد و نيكى و خوبى آرد . همچنين است بقول حكيم ارسطو منقولست اگر سودهء اين سنگ