بدون استمداد مذكور .
و در اين شكل اين معانى ممثلست و انوار علوى از حيثيت اجتماع ايشان در فسيح اعلى كه مجمع انوار است متحد و متصلند و از حيثيت اوضاع متفرق و متباين .
و چون روح استمداد از عقل بكند و نفس از عقل و روح و نفس و روح از عقل همه انوار علوى و سفلي استمداد از نور عرش كنند و همچنين همه حروف استمداد از ألف كنند و رجوع علوي و سفلي ايشان با او بود ، و سر هر كلمه و هر حرفي بسر ألف قائم .
و ملائكه نورانيكه حاملان قوايم عرشند از ذوات اينحروفاند ، و حامل اول ملكيست نام او ألف و او حامل قائمه اول است كه متعلق عقل است دويم ابجد و او حامل قائمهء ثانيست كه متعلق روح است ، سيم هوزح و او حامل قائمه ثالث است كه متعلق نفس است ، چهارم طيكل و او حامل قائمه رابع است كه متعلق قلب است
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 98
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٩٨