پنجم منسع و او حامل قائمه خامس است كه متعلق حرارتست ، ششم فصقر و او حامل قائمه سادس استكه آن متعلق برودتست ، هفتم شتثخ و او حامل قائمهء سابع است كه متعلق رطوبتست ، هشتم ذضظغ و او حامل قائمه ثامن استكه متعلق بيبوست است .
و اضلاع اين شكل بحسب نسبت مراتب توحيد است چه مراتب توحيد به حكم :
« شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ »
سه است :
اول توحيد حق ذات خود را و اين توحيد بعقل مخصوص است و انبيا بدآن رسيدهاند و روز خلود در دار الخلد بيواسطهء حجاب حجب ظلماني و كدورات جسماني منكشف شود چنان كه عقل اول خطاب او بسر خفي بيواسطه آلات ظرفي و ادوات حرفي شنيد .
دويم توحيد ملائكه كه از نسبت روحند و صديقان بدين رسيدهاند ، و اين لطيفه توحيدى ارواح را در دار برزخ منكشف شود .
سيم توحيد علما كه در دنيا برايشان منكشفست و اين به نسبت با مثلث خط جيم است چنان كه توحيد اول خط الفست و توحيد ثاني خطب و اين به نسبت بحقيقت نسبت الفي است أما باختلاف مراتب مختلف شد چنان كه موحدان در اطوار توحيد مختلفند و چون مخاطبى ديگر غير عقل و روح و نفس قلبست كه مراد بدان فطرتست هر آينه او نيز موحد چهارم است و توحيد او باسرار حروفيكه حق درو ابداع فرموده تواند بود چه دل لوح نقوش ربانى و نسبت لوح محفوظ بلكه عين آنست و بنابر آنكه شكل حروف مربع شود بر اينوجه است :
و اينجا اوضاع حروف بسبب شكل مختلفند خط قايم خط الف است و خط مبسوط خط ب .
و خط ألف نسبت اختراع اول و نسبت