قابلا باشد بنابر آنكه باعتبار اول مفيد است و باعتبار دويم مستفيد .
و حينئذ اين هر دو اعتبار يا احدى اگر درو داخل باشند تركب او لازم آيد و اگر خارج باشند بناچار مصدر هر دو بود و تسلسل لازم آيد و ضعف اين ظاهر است .
باب دويم [ در اعراض وجودى و اعتبارى و خارجى مشتمل بر چهار فصل ]
در اعراض وجودى و اعتبارى و خارجى مشتمل بر چهار فصل
فصل اول [ در بيان تعدد اجناس اعراض و احكام ]
در بيان تعدد اجناس اعراض و احكام آن بر سبيل كلى
بدانكه پيش بعضى از حكما اجناس اعراض چهارند : حركت ، و كم ، و كيف و اضافه ، و پيش بعضى سهاند كم و كيف و نسبت و پيش مقدم مشائيان ارسطو نهاند
اول كم ، و آن عرضى است كه قابل قسمت باشد لذاته همچو عدد و زمان و مقادير .
دويم كيف و آن عرضى است كه لذاته اقتضاى قسمت و لا قسمت نكند و تصور او بر تصور غير موقوف نباشد همچو الوان و غير آن .
سيم اين ، و آن عبارتست از حصول چيزى در مكان همچو حصول زيد در خانه يا در بازار
چهارم متى ، و آن عبارتست از حصول چيزى در زمان همچو حصول كسوف در وقت تلاقى .
پنجم وضع ، و آن عبارتست از هياتيكه حاصل شود مر چيزى را بسبب نسبت بعضى اجزاى او با بعض ديگر و با امور خارجه ازو همچو قيام .
ششم اضافه ، و آن عبارتست از نسبتى كه عارض چيزى شود بقياس با چيزى ديگر همچو ابوت و بنوت .
هفتم ، ملك و آن هيأتيست كه حاصل شود هر چيزى را بسبب نسبت چيزى