تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
كه فالنهار موجود ، و اگر گوئيم لكن النهار ليس بموجود نتيجه دهد كه فالشمس ليست بطالعة . و شرطيه موضوعه درو اگر متصله باشد استثناى مقدم او نتيجه عين تالى دهد و استثناى نقيض تالى نقيض مقدم و اگر منفصله باشد اگر حقيقت بود استثناى هر جزوى كه فرض كنند ازو نتيجه نقيض آن ديگر دهد و استثناى نقيض هر جزوى كه فرض كنند عين ديگرى و اگر مانعة الجمع باشد قسم اول نتيجه دهد و اگر مانعة الخلو باشد قسم ثانى نتيجه دهد و بس

بحث ششم [ در لواحق قياس ]

در لواحق قياس ، و آن چهار چيز است : اول قياس مركب و آن تركيب مقدماتى بود كه بعضى از آن نتيجه دهد كه آن نتيجه و مقدمه ديگر نتيجه ديگر دهد و همچنين نتيجه او با مقدمه ديگر تا وقتى كه مطلوب حاصل شود چنان كه گوئى كل ج ب و كل ب ر فكل ج ر پس گوئى كل ج ر و كل را فكل ج ا پس گوئى كل ج ا و كل ا ه فكل ج ه دويم قياس خلف و آن قياس بود مركب از دو قياس يكى اقترانى و ديگر استثنائى چنان كه گوئيم ليس كل ج ب صادقست كه اگر او صادق نباشد كل ج ب صادق بود و اين مقدمه كه اگر او صادق نباشد كل ج ب صادق بود متصله است او را صغرى نهيم و حمليه را كه صادق باشد فى نفس الامر يا مسلمة الصدق همچو كل ج ا كبرى ينتج ان لم يصدق ليس كل ج ب صدق كل ج ا و اين قياسى است اقترانى پس اين نتيجه را مقدم قياس استثنائى نهيم و نقيض تالى استثناء كنيم تا نقيض مقدم نتيجه دهد . سيم استقراء و آن حكم است بر كلى بنابر ثبوت آن در اكثر جزئيات او چنان كه گوئيم كل حيوان يحرك فكه الأسفل عند المضغ لان الانسان و البهايم و السباع كذلك و استقراء يا تام بود يا ناقص اگر تام بود افاده علم كند و الا نه . چهارم تمثيل و آن اثبات حكم است در جزئى از براى ثبوت او در جزئى ديگر بنا بر معنى مشترك ميان ايشان چنان كه العالم مؤلف فهو حادث كالبيت لاشتراكهما فى التأليف .