و منفصله از دو حمليه مركب شود همچو العدد اما زوج و اما فرد ، و از دو متصله همچو اما ان يكون هذا العدد اما زوجا و اما فردا و اما أن يكون هذا العدد اما زوجا و اما غير منقسم بمتساويين ، و از حمليه و متصله همچو اما ان يكون الشمس علة لوجود النهار و أما ان يكون كلما كانت الشمس طالعة فالنهار موجود ؛ و از حمليه و منفصله همچو اما أن لا يكون هذا عدد او اما ان يكون اما زوجا و اما فردا ، و از متصله و منفصله همچو إما ان يكون ان كانت الشمس طالعة فالنهار موجود و اما ان لا يكون الشمس طالعة و اما ان يكون النهار موجودا .
و در منفصله چون امتياز احد الجزئين از ديگرى بالطبع نيست حمليه يا متصله اگر مقدم باشند و اگر تالى يكسان باشد .
فصل سوم [ در احكام قضايا مشتمل بر چهار بحث ]
در احكام قضايا مشتمل بر چهار بحث
بحث اول [ در تناقض ]
در تناقض ، و آن عبارتست از اختلاف قضيتين بايجاب و سلب بحيثيتى كه آن اختلاف لذاته مقتضى آن بود كه يكى صادق بود و ديگرى كاذب .
و تناقض در خصوصيتين متحقق نشود الا باتحاد موضوع و محمول و زمان و مكان و اضافت و شرط و كل يا جزء و قوت يا فعل ، و در محصورتين با اين وحدات ثمانيه ناچار بود از اختلاف بكمية و در جميع اختلاف بجهة بايد چه در ماده امكان ممكنتين موجبه و سالبه هر دو صادقند و ضرورتين كاذب .
پس نقيض ضروريه مطلقه ممكنه عامه باشد ، و نقيض دائمه مطلقه و نقيض مشروطه عامه حينيه ممكنه ، و مراد بحينيهء ممكنه قضيهايست كه حكم كرده باشند درو برفع ضرورت بحسب وصف از جانب مخالف همچو كل من به ذات الجنب يمكن ان يسعل في بعض اوقات كونه مجنوبا .
و نقيض عرفيه عامه حينيه مطلقه و آن قضيهايست كه حكم كرده باشند درو بثبوت محمول مر موضوع را يا سلب او ازو در بعضى از احيان وصف موضوع و اگر