تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
و متصله موجبه اگر كلى باشد و اگر جزئى بموجبهء جزئى منعكس شود ، و سالبه كليه كنفسها منعكس شود بدون جزئى كه منعكس نشود ، و در منفصله چون بين الجزئين امتياز نيست عكس را درو هيچ فايده نيست .

بحث سيم [ در عكس نقيض ]

در عكس نقيض ، و آن عبارتست از آنكه جزو اول را از قضيه نقيض جزو دويم نهند و دويم را عين اول با مخالفت اصل در كيف و موافقت او در صدق چنان كه گوئيم كل ج ب عكس نقيض او اين باشد كه لا شىء مما ليس ب ج . و پيش قدما عبارتست از آنكه جزو اول را نقيض جزو ثانى نهند و ثاني را نقيض اول با موافقت در كيف ، پس عكس نقيض كل ج ب اين باشد كل ما ليس ب فهو ليس ج . و موجبه اگر كلى باشد هفت ازو كه مطلقه عامه است و وقتيتان و وجوديتان و ممكنتان منعكس نشوند چنان كه سوالب ايشان به عكس مستوى منعكس نشدند زيرا كه اخص ايشان وقتيه است و او منعكس نميشود ، چه اين صادق است كه كل قمر منخسف وقت التربيع لا دائما ، و عكس او كه بعض المنخسف ليس بقمر بامكان العام صادق نيست . و ضروريه و دائمه بدائمه كليه منعكس شوند ، و مشروطه عامه و عرفيه عامه بعرفيه منعكس شوند و بس ، و اما سوالب اگر كلى باشند و اگر جزئى به كلى منعكس نشوند بلكه خاصتان بحينيه مطلقه جزئى منعكس شوند و وقتيتان و وجوديتان بمطلقه عامه و انعكاس سوالب باقيه و شرطيه مطلقا معلوم نيست .

بحث چهارم [ در لوازم شرطيات ]

در لوازم شرطيات ، بدانكه متصله موجبه كلى مستلزم منفصله مانعة الجمع است از عين مقدم و نقيض تالى ، و مانعة الخلو از نقيض مقدم و عين تالى ، و منفصله حقيقيه مستلزم چهار منفصله است كه مقدم دو از آن عين احد الجزئين باشد و تالى ايشان نقيض دگر ، و مقدم آن دو دگر نقيض احد الجزئين باشد و تالى عين آنديگرى
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 459 | أبو الحسن الشعراني / شمس الدين محمد بن محمود آملي