تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
او را عزيز شمرند . و خود را در چشم مخدوم چنان قرار نمايد كه به كمتر اشارتى جملگى اموال و مقتنيات خود بذل خواهد كرد ، چه اگر چنين كند از طمع او به مال خود ايمن گردد . و بايد كه از جاه و مالى كه كسب كند زينت و جلال مخدوم طلبد نه زينت و جمال خود ، چه اين نوع باستبقا نزديكتر بود و به مروت لايقتر ، و حذر كند از اتخاذ چيزى كه مخدوم بدان منفرد بود يا لايق كسى كه هم چو مخدوم او بود و الا آن چيز را در معرض ذهاب و خود را در معرض هلاك آورده باشد . و در هيچ چيز از مخدوم استغنا ننمايد ، و در همه احوال قناعت و رضا از آنچه از مخدوم به دو رسد شعار و دثار خود سازد ، و اگر در مقام سخط و عتاب مخدوم خود افتد البته از او شكايت نكند ، و عداوت و حقد به دل راه ندهد ، و وجه گناه با خود گرداند و بعد از آن بتحديد حالى كه مزيل سخط مخدوم بود اجتهاد كند و تلطف نمايد . و در آداب ابن المقنع « المقفع » آمده است كه اگر سلطان ترا برادر گويد تو او را خداوند كاردان . و اگر تقريب تو زياده كند تو تعظيم او زياده كن . و چون در خدمت منزلتى يا بىتملق لفظى يعنى تواضعات متواتر و دعا در هر لفظى استعمال مكن كه آن علامت وحشت و بيگانگى بود و با او تقرير مكن كه من بنزديك تو حقى يا سابقه خدمتى دارم بلكه بتجديد نصيحت و لواحق طاعت سوابق حقوق را پيش او تازه مىدارد چنان كه آخر آن اول را احيا كند ؛ چه پادشاه حقى را كه آخرش از اول منقطع بود فراموش كند و رحم با همه كس مقطوع دارد . و هيچ كار سخت‌تر از وزارت نبود زيرا كه مناقشه در آن بسيار افتد و حساد او اولياى سلطان باشند ، كه در منازل و مداخل با او مساهم و مشارك باشند و پيوسته طامعان منصب او منتهز فرصت حبائل گسترده و مترصد ايستاده و هيچ صلاح او را