اكتساب كرده دويم آنكه براى صايب و تدبير تمام متحلى باشد و انواع حيل و خدايع استعمال تواند كرد سيم ممارست حروب كرده و صاحب تجارب شده ، و بهترين شرايط حروب تيقظ و استعمال جاسوس و طلايه باشد .
و در حروب ربح تجار اعتبار بايد كرد و بر مخاطره آلات و نفوس تا توقع خير فراوان نباشد اقدام نبايد نمود ، و در موضع حرب نظر بايد كرد ، و موضعيكه بصلاحيت آنكار نزديكتر باشد اختيار بايد نمود ، و حصار و خندق استعمال نشايد كرد الا در وقت اضطرار ، چه امثال آن موجب تسلط دشمن شود .
و اگر كسى در اثناى محاربت بمبارزت ممتاز شود در عطا و ثنا و محمدت او مبالغه بايد نمود ، و ثبات و صبر استعمال بايد كرد ، و از طيش و تهور حذر بايد نمود ، و دشمن حقير و كم را خوار داشتن از حزم بعيد بود چه : كم من فئة قليلة غلبت فئة كثيرة ، محققست
و چون ظفر يابد تدبير و حزم ترك نكند ، و تا ممكن بود كسى را كه اسير تواند كردن نكشد ، چه در اسير منافع بسيار بود مانند استرقاق ، و منّ ، و فدا ، و بعد از ظفر بهيچوجه قتل نفرمايد و عداوت و تعصب استعمال نكند چه حكم اعدا بعد از ظفر حكم مماليك بود .
و در آثار حكما آوردهاند كه بارسطا طاليس رسيد كه اسكندر بعد از ظفر بر اهل شهرى بسيار از ايشان را بقتل رسانيد ، ارسطا طاليس به او نامه نوشت كه اگر پيش از ظفر در قتل ايشان معذور بودى بعد از ظفر چه عذر بود .
و استعمال عفو از ملوك بهتر از آنكه از غير ملوك ، چه عفو بعد از قدرت محمودتر .
فصل ششم [ در سياست خدم و آداب اتباع ملوك ]
در سياست خدم و آداب اتباع ملوك ، أما معاشرت با ملوك و رؤسا عموم مردم را بايد چنان بود كه در نصيحت و نيك خواهى ايشان بدل و زبان تقصير نكنند و در افشاى محامد و ستر معايب ايشان غايت جهد مبذول دارند ، و در اداى حقوق