پوشيده داشتن بر او آسان شود ، و مخدومرا نيز كه اينحال ازو معلوم گردد بر او در افشاى اسرار بتهمت نيفتد چه سر مكتوم از احوال ظاهر بسيار منتشر شود و در اثناى آن رؤسا را بكسانيكه در آن سر محل اعتماد بوده باشند گمانهاى بد حادث گردد .
و بايد كه به هيچ وجه در هيچ كار جرمى با مخدوم حواله نكند و اگر چه با او در نهايت مباسطت باشد ، و اگر چيزى مستقبح ازو بيند آن را باز نگويد و اگر بنادر سهوى كند و آن خبر بمخدوم رسد بدان اعتراف نكند ، چه از اقرار تا اخبار تفاوت بسيار باشد .
و چون ميان او و مخدوم حالى افتد كه قبح آن عايد با يكى از هر دو بود بحسن حيل قبح آن با خود گرداند و برائت ساحت مخدوم از آن بظهور رساند و چون او برىء الساحه شود از خارج سببى انديشد كه حوالت آن نيز ازو مندفع شود ، و عذر او در آن واضح گردد .
في الجمله در ساير امور آنچه بنزديك مخدوم مكروه و محبوب بود نظر كند و ايثار محبوب او كند و اگر چه بر مكروه نفس خود مشتمل بيند و با خود مقرر كند ، كه در عبوديت هيچ با نفعتر از ترك حظ خود نيست ، و چون اين معنى مقرر كرده باشد در هر معامله و مجارات كه ميان او و مخدوم افتد و خود را در آن حظى بيند ترك آن حظ گيرد و از آن اجتناب نمايد و حظ مخدوم مستخلص گرداند تا ثمرهء خير هم عايد شود چه اگر در اول باستيفا حظ خود مشغول شود از خللى خالى نماند و ترك امور از فساد آن اولى بود .
و در جذب منافع از مخاديم تلطفى عظيم به كار بايد داشت و بر سؤال و الحاح به هيچ حال اقدام نبايد نمود ، و طمع و شره را مجال نبايد داد ، چه دنيا روى به كسى نهد كه او از آن معرض بود و از كسى امتناع كند كه بر آن حريص باشد و از ايشان طلب اسباب منافع بايد كرد نه نفس منافع يعنى نفع بمخدوم طلبد نه از مخدوم چه هر كه از ايشان نفع گيرد از او ملول شوند و هر كه بديشان نفع گيرد
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 439
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٤٣٩