تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
حسب او از ديگران بيشتر بود و در حسن تدبير ايشان را به نيل لذات زودتر تواند رسانيد ، و او طالب كرامت آن بود نه طالب لذت و يسار و طلب كرامت آن بود كه خواهد مدح و اجلال و تعظيم او بقول و فعل شايع بود . و چنين رئيس در اكثر احوال بسيار محتاج بود چه ايصال أهل مدنيه بمنافع بييسار صورت نبندد و چندانكه افعال اين رئيس بزرگتر احتياج او بيشتر باشد كه او را در تصور چنان بود كه انفاق او از روى كرم و حرمتيست نه از جهت التماس و كرامت و آن مالى كه صرف كند يا از قوم بخراج ستاند يا بتغلب و حقدى كه بايشان داشته باشد بستاند و بر ديگران صرف كند ، و بدان صيت و اسم مالك رقاب شود ، و فرزندان او را بعد از او حسيب دانند و ملك بعد از خود به فرزندان دهد . و چون رياست او ثابت شود مردمانرا در مراتب مختلف مرتب گرداند و هر يكى را بنوعى از كرامت كه اهليت او اقتضا كند مخصوص گرداند ، مانند يسارى يا ثنائى يا لباسى يا مركبى يا چيزي ديگر تا بدان تعظيم امر او حاصل آيد . و نزديكترين مردمان به دو كسى بود كه او را بر جلالت معونت زياده كند ، و طالبان كرامت بدينوسيله به دو قربت جويند تا كرامت ايشان زياده شود ، و أهل اين مدنيه مدن ديگر را مدن جاهليت خوانند و خود را بفضيلت منسوب كنند و شبيه ترين مدن جاهليت بمدنيه فاضله اين مدنيه بود . چون كرامت در امتثال اين مدنيه بافراط رسد مدنيه جباران شود و نزديك بود كه با مدنيه تغلب گردد . و مدنيه تغلب عبارتست از جماعتى كه تعاون يكديگر بدانسبب كنند تا ايشان را بر ديگران غلبه شود ، و غايت غلبه متنوع بود بعضى باشند كه غلبه براى ريختن خون خواهند ، و بعضى براى مال بردن ، و بعضى باشند كه غرض ايشان استيلا بود بر نفوس و لذت ايشان در قهر و اذلال غير ، و بدين سبب گاه باشد كه