آن اعتدال با استرداد او بوقت زوال بروجه صواب بتقديم رساند ، و در تدبير حال هر يك از آنجماعت رعايت كند .
چه هر يكى از اركان منزل به نسبت با منزل بمثابه عضويست از اعضاى بدن و چنانچه اعضاى بدن بعضى رئيس و بعضى مرءوساند ، و بعضى شريف و بعضى خسيس چنان كه هر عضوى را اعتدالى و فعلى خاص باشد ، أما فعل همه اعضا بمشاركت و معاونت غايت همه افعال بود .
و همچنين هر شخصي را از اشخاص أهل منزل بانفراد خاصيتى و حركتى بود متوجه به مقصدى خاص كه از افعال جماعت نظاميكه در منزل مطلوب است حاصل آيد .
و مدبر منزل به مثابت طبيب است بوجهي و بمنزله اشرف اعضا بود بوجه ديگر بايد كه بر طبيعت و خاصيت فعل هر شخصى از اشخاص أهل منزل واقف بود و بر اعتداليكه از تاليف افعال معلوم گردد مطلع ، تا انسان را بكمالى كه مقتضى نظام منزل بود رساند و اگر مرضى حادث شود آن را زايل گرداند .
و اعتبار حال منزل اگر چه از وضع صناعت خارج است چنان كه گفتيم أما أفضل احوالي كه مسكن سازند آنست كه بنياد او استوار بود و سقف او بارتفاع مايل و درها گشاده چنان كه در تردد آمد و شد بزياده تكلفى احتياج نيفتد ، و مسكن مردان از مسكن زنان مفروز و جهت هر فصلي مناسب آن مقامي معد ، و مواضع ذخاير و اموال بحصانت موصوف و احتياطي كه بدفع آفات تعلق دارد مانند حرق و غرق و نهب و نقب و تعرض هوام درو بتقديم رسانيده و آنچه مقتضي توقي از زلازل بود مانند سعت ساحت و رفع دكاكين مرعى داشته ، و با وجود كثرت مرافق شرايط مناسب اوضاع محفوظ دارد .
و از همه مهمتر اينكه در اعتبار حال جوار احتياطى تمام بتقديم رساند تا به مجاورت أهل شر و فساد مبتلى نشود ، و از آفت وحشت و انفراد ايمن ماند .
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 397
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٣٩٧