و همچنان كه شبان رمهء گوسفند را بوجه مصلحت بعلفزار آبشخوار موافق برد ، و از مضرت سباع و آفت گرما و سرما نگاهدارد مدبّر منزل نيز برعايت مصالح اقوات و ارزاق او و تدبير امور معاش و سياست احوال جماعت بترغيب و ترهيب و وعد و وعيد و زجر و تكليف قيام كند ، تا هر يك بكمالى كه بحسب شخص بدآن متوجه باشند برسند .
و ببايد دانست كه مراد از منزل در اين موضع نه خانه است كه از خشت و گل و سنگ و چوب ترتيب كنند بلكه عبارت از تأليف مخصوص كه ميان زوج و زوجه و والد و مولود و مخدوم و خادم و متمول و مال واقع شود ، خواه مسكن ايشان از سنگ و چوب بود و خواه از خيمه و خرگاه و خواه از بيشه و غار .
و چون عموم اشخاص بشرى بدين نوع تأليف و تدبير محتاجند و هر كس در مرتبه خود متقلد امر جماعتى كه به دو منسوبند ، منفعت اين صناعت عام و ناگزير بود و فوايد آن مصالح دين و دنياى را شامل ، و صاحب شريعت از اينجا فرمود :
كلكم راع و كلكم مسئولون عن رعيته .
فصل دويم [ در تدبير منزل ]
در تدبير منزل ، بدانكه حال مدبر منزل در تدبير اهل منزل همچو حال طبيب است در بدن انسان ، يعنى همچنانكه بر طبيب واجب است كه اول در اعتدالى كه بحسب تركيب اعضا مجموع بدن را حاصل باشد و آن مقتضى صحت بدن و مصدر افعال او بر وجه كمال بود نظر كند تا آن اعتدال اگر موجود بوده محافظت نمايد و اگر مفقود بود استعادت كند ، و اگر در عضوى از اعضا خللى واقع شود در علاج آن مصلحت عموم اعضا از رئيس و مرؤس رعايت واجب داند به حدى كه اگر صلاح ساير اعضا دركى يا قطع آن عضو بود بقطع و قلع آن مبالات ننمايد تا با فساد ديگر اعضا سرايت نكند .
بر مدبر منزل واجب باشد كه اول در اعتداليكه تاليف است نظر كند و محافظت