تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
ملكاتى كه جملگى افعال كه باراده از نفس انسانى صادر شود محمود يا مذموم بود و بعضى گفته‌اند : علمست بتعديل قواى بدنى جهة تكميل نفس انسانى ، و ما آنچه خلاصه اين قسم باشد در ده فصل ايراد كنيم إنشاء اللّه تعالى .

فصل اول [ در شرف اين صناعت ]

در شرف اين صناعت ، در عقول مقرر است كه شرف هر صناعتى كه مقصور بود بر اصلاح موجودى از موجودات بحسب شرف آن موجود بود در ذات خود ، و شك نيست در آنكه اشرف موجودات اين عالم نوع انسانست ، و كمال او در آنكه افعاليكه مخصوص است به دو بر وجهى اتم صادر شود و نقصان او در قصور آن ، و صدور افعال بر وجهين بتوسط اخلاق بود ، و بر همگنان روشن است كه در اشخاص هر صنفى از اصناف حيوانات بلكه اصناف ناميات و جمادات تفاوتى فاحش واقعست و در اشخاص انسانى از آن بيشتر شعر :
و لم أر أمثال الرجال تفاوتا * لدى المجد حتى عد ألف بواحد
چه شخصى از آن أكمل و أجمل اشرف كاينات بود ، و ديگرى اخس و ارذل موجودات و بى توسط اين صناعت صورت نبندد كه جميع افعال او بر وجهى اتم كه از مقتضيات كمال است صادر شود ، و او را از ادنى مراتب انسانى بأعلى مدارج آن رساند ، و هر صناعتى كه به دو اخس موجودات بمرتبهء اشرف كاينات تواند رسيد ، هر آينه اشرف صناعات بود .

فصل دويم [ در بيان خلق و امكان تغيير آن ]

در بيان خلق و امكان تغيير آن ، بدانكه خلق عبارتست از هيأتى راسخ در نفس كه افعال ازو به آسانى بىحاجت تفكر و رويتى صادر شود ، و سبب حدوث خلق مر نفس را بواسطهء دو چيز باشد : يكى طبيعت ، دوم عادت . أما طبيعت چنان بود كه اصل مزاج شخصى بواسطه ميل او بيكى از كيفيات چنان اقتضا كند كه او مستعد حالى باشد از احوال ، مثلا چنان كه باندك آوازى كه به گوش او رسد يا از خبر مكروهى ضعيف كه بشنود خوف به دو غالب شود ،