احاجيك فى اسم الحبيب الذي * هويت فانت امام البلد
حروف هجائية اربع * إذا زال حرف فيبقي أحد
چه از احمد چون ميم اسقاط كنند احد بماند
( 2 ) در تميم
حروف الاسم أربعة و في البيداء موضعه * إذا اسقطت حرفين يزول الاسم اجمعه
چو تميم را چون تا و ميم اسقاط كنند هيچ نماند ، و أمثال اين لغز را لغز سيّال خوانند چه حمل اين بر حسين نيز توان كرد زيرا كه چون ازو حا و سين اسقاط كنند هيچ نماند و بر غلام نيز حمل توان كرد زيرا كه چون ازو غين و لام بيندازند هيچ نماند
( 3 ) در سعيد
يا سيّد ما مثله سيّد * كانّه الغصن من الآس
لو طرحت من اسمه سينه * لانقطع الصوم من الناس
چه از سعيد چون سين بيندازند عيد بماند
( 4 ) در عيسى
نام بت من چهار حرف است بدان * هشتاد دو حرف سى دوى ديگر آن
چه عين هفتاد و يا ده هشتادند و بعد از آن سين و يا بماند و آن سى باشد بلفظ
( 5 ) در تكين
ثانى الحروف من اسم من انا عبده * جذر لأوّلها به غير خلاف
و كذاك ثالثها لضعف اخيرها * جذر و هذا في الدّلالة كاف
چه كاف جذر تا است و يا جذر ضعف نون
( 6 ) در بكر
أ مولاى يا من كل حرف من اسمه * لما بعده عشر الى آخر الاسم
چه ب عشر كاف است و كاف عشر را
( 7 ) در حيدر ، سنائي ( ره ) گفته در مدح علي عليه السّلام
همتش چون عظيم بود خطير * گشت مغلوب او سحاب مطير